اشو

اوشو عارف نام‌دار هندی

لطفا پیرامون جایگاه اخلاق در مکتب اشو توضیح دهید

osho_0.jpgاوشو از عشق حرف می‌زند و آن‌ را تا سرحدّ سکس تنزّل می‌دهد. انسجام کانون خانواده را زیر سؤال برده، انسان را به عیش و خوشی لجام گسیخته دعوت می‌کند، اما تا کجا معلوم نیست!

معاد در اندیشه ی باگوان راجینش اشو

لطفا دیدگاه اشو پیرامون مساله معاد را توضیح دهید. آیا طبق آموزه‌های دینی و اسلامی، تناسخ امری پذیرفته شده می‌باشد؟

osho1.jpgنفی معاد و جایگزین کردن تناسخ از آموزه‌های هر مکتب هندی است. این باور برای اولین بار در کتاب اوپانیشادها به صورت مکتوب دیده می‌شود؛ اما به احتمال زیاد از فکر دراویدی‌ها (بومیان قدیم و ساکنان اصلی هند) گرفته شده و نزد آریایی‌ها تحول و تکامل یافته است.

خانواده از دیدگاه اشو

آیا اشو با ازدواج و تشکیل خانواده، مخالفت می‌کند؟ علت مخالفت وی با ازدواج چه می‌باشد؟

osho_0.jpgخانواده نهادي است كه بر پاية ازدواج مرد و زن، شكل مي‌گيرد و با توليد مثل، توسعه مي‌يابد. اين نهاد، اساس سازندگي شخصيت انسان وموجب تعالي وي و مهمترين عامل تكامل جامعه است و از اين‌رو، اسلام براي تأسيس و تحكيم اين نهاد سرنوشت‌ساز و پيشگيري از فروپاشي آن، رهنمودهاي بسيار مهمي عرضه كرده است. تأمل در اين رهنمودها و مقايسة آنها با آنچه در ساير مكاتب دربارة خانواده ديده مي‌شود، به روشني نشان مي‌دهد كه اين نهاد، ريشه در وحي الهي دارد و منطبق با فطرت انساني است.

تضعیف خانواده در مکتب اشو

به چه علت در تعالیم اشو، نهاد خانواده اینقدر مورد نقد و تضعیف قرار گرفته است؟

osho_0.jpgعهد بین زوجین یک نوع قرارداد و تعهدی است که بر اساس هم سرداری بناشده، نه برده‌داری و همزیستی آزاد که برگشت از جریان طبیعی است؛ هرزه زندگی کردن یک سبک زندگی است، اما از نوع نابود کننده که انسان‌ها را به وادی بردگی نفس و هوس‌های زود گذر می‌کشاند.

تفاوت عرفان شرقی و عرفان هندی

بین عرفان شرقی و عرفان اسلامی چه فرقی است؟

hendi.jpgدر شرق آسیا سنت‌های مختلف عرفانی، نظیر عرفان هندویی، عرفان بودایی، عرفان جین و چینی و ذِن وجود دارند که همگی تحت یک حکم قرار می‌گیرند. تمایزات عرفان اسلامی از عرفان شرقی را از دو جنبه می توان بررسی کرد: یکی از جنبه درونی و دیگری از جنبه بیرونی. از جنبه درونی در عرفان های شرقی چون نبوت تشریعی در آنها نیست، تنها با اساطیر و مفاهیم ذهنی و انتزاعی سر و کار داریم و سخن از مقام ربوبیت، خلافت اللهی انسان، ولی کامل، بقای بعد از فنا و مقام محبت نیست، که در عرفان اسلامی به کرات از آنها سخن رفته است. از جنبه بیرونی هم عدالت خواهی، انقلابی بودن و مبارزه با فرهنگ شرک آلود غربی از دیگر وجوه تمایز عرفان اسلامی از عرفان های شرقی است.