کوئیلو و ایده های خوب

آیا کوئلیو ایده‏ های خوب هم دارد؟ اگر دارد چیست؟ شما می‏ پذیرید؟

در مورد کوئلیو گفته می‏شود که وی حرف‏های خوب هم دارد؛ چرا ناقدان محاسن کارش را نمی‏بینند و به ذکر نواقص آثارش اکتفا می‏کنند. در پاسخ باید گفت اگر این‏گونه بود که نویسنده‏ای مانند کوئلیو از ابتدا تا انتهای کتابش به طرحِ مطالب و ایده‏های سست و بی‏اساس می‏پرداخت، اساساً هیچ کسی جذب او و کتاب‏هایش نمی‏شد. مشکل این است که وی حرف‏های خوبی دارد، اما آسیب‏های اندیشۀ وی چنان برجسته است که قابل اغماض نیست و از قضا این آسیب‏ها در حوزه‏هایی است که تمام محاسن کلامِ وی را مخدوش و بی‏اثر می‏کند. محاسن آثارش مربوط به شکل و قالبی است که برای عرضۀ پیام به کار گرفته و نقص کارش در حوزه معنویت و عرفان است که همۀ دارایی یک انسان خداجوست. "شکل" هرچند هم جذاب باشد اشکالات نظام معرفتی را جبران نمی‏کند و نمی‏تواند نگرش غلطی را که در باب دین، اعتقادات و عرفان بر نوشتار حاکم شده تصحیح نماید.
مثلا یکی از محاسن آثار کوئلیو این است که درک خوبی از درد بشر امروز دارد و متوجه شده اصلی‏ترین بحران موجود در جوامع غربی دوری از خداست. اما اگر کسی درد را تشخیص داد آیا می‏تواند حتماً درمانگر خوبی هم باشد؟ آن‏چه کوئلیو تشخیص داده، قبل از او دیگران دیده و فهمیده‏ بودند و اکنون این زخم چنان عمیق شده که با نیم‏نگاهی می‏توان به عمق فاجعه پی‏برد. بماند که نسخۀ کوئلیو نه تنها فاصله بین بشر بحران دیده را با خدای خود کم نمی‏کند، بلکه میل خداجویی انسان‏ها را به بیراهه کشانده و فطرت خداطلبی‏شان را مدفون می‏کند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.