کشف و کرامت

آیا کشف با کرامت یکی است؟ کارهایی که بعضی از افراد مانند طاهری با فرادرمانی انجام می‏دهند کشف است یا کرامت؟

کشف و کرامت یکی نیستند و مترادف به حساب نمی‏آیند. مکاشفه چیزی است شبیه خواب که واقعا خواب نیست. البته مکاشفه ممکن است حتی در بیداری اتفاق بیفتد، ولی حالتی که بر فرد عارض می‏شود شبیه خواب است که گاهی از آن خلسه تعبیر می‏کنند. در حالت کشف انسان ممکن است چیزهایی را ببیند و یا صداهایی را بشنود که دیگران متوجه آن‏ها نشوند. پس کشف یک تغییر حال است که به حسب حالات روحی برای شخص اتفاق می‏افتد.
اما کرامت یک ملکه روحی است (نه یک حالت مقطعی)، که انسان را قادر می‏سازد که کارهایی را انجام دهد که دیگران از انجام آن عاجزند. مثلا در عالم بیرون تصرف تکوینی انجام دهد یا طی الارض کند یا به شفای دیگران بپردازد.
بنابراین کشف از مقوله دیدن و رؤیت است اما کرامت از مقوله فعل و عمل. کشف حالت است و عارضی است اما کرامت ملکه روحی است.
لازم است توجه شود که کرامت اگر به مراتب بالای خود برسد توسط ولی خاص خدا که مأموریتی برای دیگران دارد معجزه نام دارد. به عبارت دیگر کرامت ارتقا یافته که همراه با ادعاست معجزه نام دارد. این ادعا یا ادعای نبوت است و یا ادعای امامت. بنابراین معجزه از جنس کرامت است؛ البته با دو تفاوت پیشین.
در پاسخ به بخش دوم سوال باید گفت که درمان کاملا ماهیتا با عرفان ارتباط ندارد؛ هر چند بعضی از عارفان و اهل معرفت گاهی با کرامت شفابخشی هم دارند اما خود عمل درمان به صورت ذاتی نسبت به عرفان خنثی است و پیوند ذاتی با عرفان ندارد. فرادرمانی از موضوعاتی است که اولا از حیث علمی به عنوان قانون علمی صددرصد پذیرفته نشده و موارد نقض زیادی دارد و بعلاوه اگر هم بپذیریم که در مواردی بعضی از مسترهای عرفان حلقه و مربیان این جریان قدرت درمان‏گری داشته اند، این درمان‏گری (منظور جنس درمان است) چیزی است که هم توسط پزشکان و هم توسط روان‏پزشکان و هم توسط پزشکان طب سوزنی و طب مکمل انجام می‏شود و این عمل نه دلیل بر عرفان است و نه ضد عرفان محسوب می‏شود. و حتی بالاتر بگوییم شیاطین هم می‏توانند به میزان محدود برای دوستان خود دست به عمل درمان بزنند و حتی بعضی از جنیان نیز قادر به درمانند. این مطلب به خوبی از روایات معصومین استفاده می‏شود. امام صادق(علیه السلام) حتی این عمل را به جادوگران هم نسبت داده است. البته بنا به روایت آن چه جادوگران انجام می‏دهند شبه درمان است نه درمان حقیقی. شاید این شبه درمان از این حیث باشد که صرفا علائم درمان مخفی می‏شوند، نه این که ریشه کن و محو شوند.
بنابراین فرادرمانی نه کشف است و نه کرامت. این مطلب از آن جا روشن تر می‏شود که بزرگان عرفا شرط عرفان حقیقی را تقید به ظواهر شریعت می‏دانند و ظواهر کتاب و سنت را معیار صحت کشف می‏دانند. و همه می‏دانیم که در عرفان حلقه به ظواهر شریعت توجهی نمی‏شود و حتی آن را لازم نمی‏دانند. بنابراین این مدل درمان در عرفان حلقه خود مورد سوال است که آیا اساسا درمان حقیقی است یا قدرت‏های جنیان و احیانا شیاطین.
جهت مطالعه بیشتر:
1. در جستجوی عرفان اسلامی، مصباح یزدی، موسسه امام خمینی، 1387.
2. کاوشی در معنویت‏های نوظهور، حمزه شریفی دوست، صهبای یقین، 1391.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.