نقاط ضعف تائوئیسم

با توجه به آموزه‌های این مکتب، تائوئیسم چه نقاط ضعفی دارد و چه انتقادی بر آن وارد می‌باشد؟

نقاط ضعف تائوئیسم را باید در اعتقاد به اصالت طبیعت و حیات مادی جستجو کرد که موجب محدودیت دید ماورائی این مکتب است هر چند که ژرف نگری در لایه های پیدا و پنهان طبیعت را به ارمغان می آورد. اما غایت سیر و سلوک را به شدت ساقط کرده، به نیروی طبیعت فرومی کاهد. خدایی که متحرک است یعنی خدایی که حضورش محدود است. در جایی که با حرکت به آنجا می رسد، نیست. خدایی که از اجزای متضاد ترکیب شده، به اجزایش نیازمند و وابسته است. خدایی که همة جلوه و قلمرو حکومتش جهان بوده، فراتر از آن چیز قابل ذکری نیست. در حالی که این جهان مادی با همة عظمش در برابر تمام هستی مانند حلقه ای در دشتی پهناور است.
فروکاهیدن حقیقت غایی
همچنین با توجه به طبیعت و نمودهای متکثر آن موضوع پیوستن به خدایان متکثر در تائوئیسم طرح می‌شود که در واقع بهره ای است که هر نمود طبیعی تائو دارد. مثلا خدای یخ یا باد یا آتش و غیر اینها که در جریان سلوک هر کس می‌تواند مظهر یک از این نیروها شود و از آن استفاده کند. چنانکه نمونه‌های آن در افسانه‌های چینی وجود دارد و در هنر مدرن چین هم تأثیر بسزایی داشته است. خدایان متعدد یعنی خدایان ناقصی که هر کدام کمال و نیروی دیگری را ندارد. و البته آنها همة این خدایان راتحت تدبیر نیروی واحد تائو می‌دانند که این هم مشکلی را حل نمی‌کند زیرا همة ادیانی که خدایان متعدد و الاهه‌های گوناگون را می‌پرستند، خدایان را در تدبیر خدای برتر و یکتایی معرفی می‌کنند. و این نقص که نیروی کامل و مطلق در نهایت سیر نیست اشکال اساسی به این مرام معنوی وارد می سازد.
تحقیر انسان
این مکتب با قرار دادن طبیعت و نیروی آن در کانون توجه، تجربة عرفانی را بر آن اساس صورت بندی می‌کند. و همانند مکتب سرخ پوستی عرفان طبیعت گرا انسان را با سایر مظاهر طبیعت برابر می انگارد و با اینکه به برتری انسان اذغان داشته و معتقد است «تنها انسان است که طریقت را از درون می شناسد. تنها اوست که می تواند خود را به عنوان جلوه ای از طریقت (تائو) بشناسد. » با این حال انسان را در وضعیت طبیعی در نظر داشته و با سایر حیوانات مقایسه می کند، چنان که در تائوته چینگ آمده: «اگر انسان در مکان مرطوب بخوابد به درد پشت مبتلا و سرانجام نیمه فلج می‌شود. لیکن آیا این در مورد ماهیان لجن‌زار هم صدق می‌کند؟ اگر انسان بر روی درختان زندگی کند باید همیشه از خوف بر خود بلرزد و هراسناک باشد. ولی آیا در مورد یک میمون هم صادق است؟ اینک کدام یک از این سه (انسان، ماهی لجن زار و میمون) مکان درست زندگی خود را می شناسد. «میمون جفت خود را از میان میمون‌ها می‌گیند، گوزن ها با گوزن جفت می‌شود و ماهیان لجن زار از زندگی با ماهیان دیگر لذت می برند». مائوچئیانگ» و «لی چن» زنانی هستند که در نزد همه مردان زیبایی دلخواه را دارا هستند. با این حال اگر ماهی، زیبا رویانی مثل این دو را ببیند خود را به اعماق آب می برد. و اگر پرندگان ایشان را ببینند پرکشان می‌گریزند وگوزن‌ها در هر جا که باشند فرار خواهند کرد. از میان این چهار کدامیک زیبایی دلخواه را می شناسد؟ » بنابراین وجود و حیات آدمی فضیلتی و بر دیگران ندارد. فقط انسان می تواند به شناخت درونی تائو برسد و باید این کار را انجام دهد تا گرفتار رنج نشود.
هدف عالی تر کدام است؟
چون توجه این مکتب به تعالی حیات مادی و رسیدن به آرامش در زندگی است و در این راه به نیروی مرموز طبیعت باید پیوست. صد البته ارتباط با نیروی طبیعت اتفاق جالبی است. و دست یابی به آرامش ارزشمند است اما آیا تمام ظرفیت و نیاز معنوی انسان همین دست یابی به آرامش است؟ عرفان‌های دینی معمولا به حقیقت برتری توجه دارند که یکی از آثار نزدیک شدن و یا رسیدن به آن آرامش است و هزار نکتة باریک‌تر ز مو ده ها هزار گنجینة گرانبهاتر از آرامش عمیق و لذت پایدار در آن نهفته است. که با پیوستن به نیروی طبیعت و دست یابی به آرامش دنبال نمی شود. و اساسا مورد توجه نبوده، شناخته نمی شود.
از عرفان تا جادوی سیاه
برای دست یابی به این نیروی تائو روش‌های بدنی و تمرینات جسمی و ذهنی لازم است. اما اصول اخلاقی شرط به کارگیری درست این نیروهاست و نه لازمة دست‌یابی به آنها. البته نکته‌ای که در حوزه عملی این مکتب می‌توان مثبت ارزیابی کرد روی آوردن به نرمش و ورزش‌های رزمی و غیر رزمی است. حرکاتی که در اتحاد با نیروی جهانی موثر بوده، استفاده از نیروی کیهانی را میسر می‌سازد. اما مشکل اینجاست که ارواح خبیث هم می‌تواند این اسرار را دزدیده، از نیروهای تائو سوء استفاده کنند. بنابراین کاربرد شر این نیرو توسط ارواح ناپاک و پرداختن به سحر و جادو برای رسیدن به قدرت، یا ثروت و یا زیان رساندن به دیگران کاملا امکان پذیر است و این همان جادوی سیاه است که در عرفان شامانیسم هم وجود دارد. زیرا وقتی هدف نیروی طبیعت باشد برای دست یابی به آن راه های طبیعی وجود دارد که تربیت اخلاقی انسان و برخورداری از اخلاق الاهی نقشی در آن ندارد.

نوشته شده توسط: مظاهری سیف

دیدگاه ها

نقاط ضعف تائوئیسم

با عرض احترام، تائوئیسم حداقل 2700 سال دارای قدمت تاریخی است و به عقیده خودشان 5000 سال. آیا تائوئیسم هم یک عرفان نو ظهور است؟ به نسبت با تائوئیسم، عرفان اسلامی یک عرفان نوظهور باید محسوب شود.

در ادامه از مطالب خوب تان تشکر میکنم و اجرتان را به خدا می‌سپارم

نوظهور بودن

با تشکر. منظور از نوظهور بودن تائوئیسم در ایران می باشد و نه اصل پیدایش این جریان عرفانی.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.