معنای استجابت درکلام رهبری

معنای استجابت درکلام رهبری

مهم ترین پرسش در باب دعا، سؤال از معنای استجابت است. خداوند متعال از انسان خواسته دعا کند و اجابتِ آن را تضمین نموده است و اصولا هدف دعا را استجابت معرفی نموده است. (قالَ رَبُّکمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکمْ؛ غافر، 60). بسیارند افرادی که می گویند ما دعا کرده ایم و بارها خواستۀ خود را از خداوند طلب کرده اما جواب نگرفته ایم. در اندیشۀ رهبری استجابت به خوبی معنا شده است. در این رابطه وی چند مطلب را بیان کرده اند:
مطلب اول این که هر درخواستی از جانب بنده، در مقابل خود یک پاسخ قطعی از ناحیۀ خدا دارد؛ صد البته آن پاسخِ قطعی این نیست که حتما همان خواستۀ برآورده شده و انسان به آن میرسد.(4/10/77)
البته (اجابت) بدان معنا نيست كه هرچه شما خواستيد و هرطور آن را با خداى متعال در ميان گذاشتيد، برآورده خواهد شد.(7/12/71)
استجابت به معنای این نیست که خواستۀ انسان حتما برآورده خواهد شد. ممکن است برآورده شود و ممکن است به علل و مصالح و موجباتی برآورده هم نشود.(19/4/79)
«پروردگار فرموده است دعا کنید مرا یعنی بخوانید مرا، من به شما جواب می دهم. البته این برآمدن به معنای برآمدنِ حاجت نیست.» (28/11/1373)
دوم این که برای استجابت دعا لازم است هم شروط استجابت مراعات گردد و هم موانع آن برطرف گردد.
در روایات دینی آمده است که اگر شرایط دعا وجود نداشته باشد، دعا مستجاب نمی شود.(28/11/73)
یکی از شرایط استجابت دعا، حضور قلب و خشوع است.(29/7/84)
ما افراد بشر گاهی خطاها و گناهانی می کنیم که این گناهان مانع از این می شود که دعای ما مورد اجابت قرار گیرد و قبول بشود.(21/7/85)
چنان که از گفته های رهبری به خوبی روشن است برای اجابت دعا زمینه ها و شرایطی وجود دارد، همین طور موانعی ممکن است بر سر راه تحقق دعا قرار گیرند. مثلا خشوع و خضوع جزو شروط استجابت است و از جملۀ موانع، گناهانی است که مسیرِ صعود دعا را مسدود کرده و دعا را حبس می کنند. نکتۀ قابل توجه این که اگر شروط دعا مراعات گردد و موانع نیز برطرف شود و دعای انسان مستجاب گردد، این استجابت به این معنا نیست که آن چه خداوند به دعا کننده بخشیده همانی است که او از خداوند مطالبه کرده است. یادآور می شویم خدواند در موارد زیادی همان خواسته را (احتمالا با تأخیر)، به انسان اعطا می کند، اما مصادیق اجابت و موارد خارجی آن به حسبِ مورد متفاوت است و ممکن است بین آن چه محقق شده و آن چه مطالبه شده در ظاهر مطابقت وجود نداشته باشد. از این رو امام سجاد(ع) می فرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد: یا برای او ذخیره می گردد یا در دنیا برآورده
می‌شود یا بلایی را که می خواست به او برسد،‌ از وی می‌گرداند.(تحف العقول، ص 202)
در قرآن آمده که بنی اسرائیل برای رفع شر فرعون دعا کردند و خداوند به آن ها فرمود که دعایتان مستجاب شده است؛ اما جالب این که بین وعده خداوند تا سرنگونی فرعون چهل سال طول کشید.
امام صادق(ع) در روایتى معتبر فرمود: «کان بین قول الله عز و جل: «قد اجیبت دعوتکما» و بین اخذ فرعون اربعین عاما». فاصلۀ بین گفته خداوند: «دعایتان مستجاب شد» با انتقام الهى از فرعون، چهل سال بود. (وسائل الشیعه، ج‏4، ابواب دعا، باب‏19، حدیث 2.)
ایدۀ جذب با پیشوندِ "قانون" به میدان آمده و از آن جا که قانون، تخلف بردار نیست و برای آن، استثنا فرض نمی شود، در قانون جذب، تحقق آرزوها و دست یابی به نتیجه، قطعی و حتمی معرفی می شود. راندا برن در کتاب راز از قانون جذب نه تنها به عنوان قانون که با نام عظیم ترین و قابل اعتمادترین قانونی که کل نظام خلقت بدان متکی است یاد می کند.( راز، راندا برن، ص 14) از این رو ادعا کرده که هرچه را از کائنات طلب کنید اگر پردازش ذهنی قوی داشته و با یقین و اطمینان، درخواست خود را طلب کنید، حتما به آن میرسید.
اما جالب این که در معنویت های وارداتی معنای استجابت به صورت دیگری توضیح داده میشود و شکلی از استجابت مهر تأیید زده میشود که با نگاه اسلامی فاصله زیادی دارد. مثلا در قانون جذب در باب استجابت ادعاهای زیادی وارد شده است و رهبران قانون جذب، قول استجابت قطعی به مریدانشان میدهند و البته روشی که برای تحقق این استجابت توصیه میکنند در نوع خود بی نظیر است.
اگرچه قانون جذب هنوز به عنوان قانونِ علمی اثبات نشده، به گونه ای که گروهی صرفا در حد یک فرضیه به آن پرداخته اند و پاره ای دیگر آن را تخیل و توهم دانسته اند.(راز راز، ترجمه عادله ناصری مقدم، ص46) در مکاتب روان شناسی قانون جذب به عنوان قانون علمی مورد پذیرش نیست و تعدادی از فیزیک دانان نیز بعد از ادعای کارشناس فیلم راز در باب فیزیک کوانتوم به این گفته اعتراض کردند و آن را غیر علمی دانستند. با این توصیفات چرا از این ایده هم چنان با نام قانون یاد می شود؟ چرا عده ای تلاش می کنند جذب را غیر قابل خدشه معرفی کنند؟ این در حالی است که افراد زیادی بعد از آشنایی با ایده راز، این فرضیه را به آزمون گذاشته و عملا ناکارامدی آن را تجربه کرده اند. البته هستند افرادی که هدفی داشته اند و با تلاش و پشتکار به هدف خود دست یافته اند، و از روی تحلیل اشتباه و یا بخاطر تبلیغات گستردۀ رهبران جذب، موفقیت خود را به درستی قانون جذب نسبت می دهند.
در قانون جذب شرط اجابت، خشوع نیست، در حالی که در کلام رهبری عدم خشوع خود مانع استجابت دعاست. در قانون جذب، گناه انسان ارتباطی با تحقق خواسته انسان ندارد، درکلام رهبری، عدمِ استجابت ارتباط وثیقی با ارتکاب گناه دارد. بنا بر نگرش دینی، اسباب و عللِ عالم از جانب خداوند متعال مأموریت دارند که خود را در خدمت انسان با تقوا قرارد دهند و او را در پیمودن مسیر تعالی مدد نمایند، (وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا، 69 عنکبوت) در حالی که در قانون جذب، عکس العمل کائنات هیچ ارتباطی با تقوا و پرهیزگاری انسان ها نداشته و قانون جذب بیشتر به حرص و آز روی خوش نشان داده و خزانۀ خود را در اختیار انسان های آزمند و طماع قرار می دهند نه اهل اطاعت و اخلاص.
در قانون جذب استجابت به معنای لبیک فوریِ خدا برایِ برآورده شدن هوس های آدمی است، در حالی که در نگرش متعالی رهبری، استجابت یعنی ذخیره ای که خداوند بنا بر مصلحت، برای بندگان خویش مقرر می دارد. این ذخیره که همان خیرِ اخروی است ممکن است همان چیزی است که انسان از خداوند طلب کرده و ممکن است خیری باشد که در جهان ابد به انسان های نیکوکار داده می شود.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.