عرفان اشو؛ عرفان بی خدا!!!

عقاید اشو در مورد خدا را می پسندید؟ به نظرم اشو چندان خدا گرا نیست، گاهی مطالب عجیب و غریبی در مورد خدا گفته که بعضی از اونها هم معلوم نیست منظور اشو چه بوده، خیلی پایین و بالاش کرده و جمع بندی هم نکرده است.

پاسخ:
يکي از مفاهيمي که در گفتارهاي اشو به آن پرداخته شده، حقيقتي روشن به نام «خدا» است. گفته¬هاي پراکنده و گاه متناقض اشو در مورد اين حقیقت آشنا، از تصوري مبهم پرده بر مي¬دارد که اشو در مورد آن ذات مقدس داشته است.
وي گاهي خدا را معادل شادي مي¬شمارد: «خدا براي من چيزي نيست، مگر شادي. پس، شادمان باش و بگذار شادي¬ات، عبادت باشد.»1 وی گاهي خدا را همان موضع سرور مي¬داند.2
اشو جاي ديگر، خدا را همان زندگي مي¬داند 3 و معبودي غير از هستي را انکار مي¬کند. 4 در گفتار ديگري معتقد مي¬شود: «خدا را نمي¬توان ثابت کرد. امکان مطرح ساختن هيچ بحثي در موافقت يا مخالفت با خدا وجود ندارد.» 5تمامي مباحث خداشناسي از نظر وي هياهويي بيش نيست؛ آن هم هياهو براي هيچ.6 از منظر اشو، انديشيدن به خدا سودي ندارد و انسان بايد همه چيز را در مورد خدا فراموش و فقط خود را آماده ديدار خدا کند. تنها در اين صورت است که خدا به ديدار انسان مي¬آيد.7 جالب¬تر اين که اين «آمادگي» فقط در خوش بودن، رقصيدن، ترانه خواندن و مراقبه کردن خلاصه مي¬شود.8 در نگاه وي، «خدا نه يک شخص که يک حضور است. خدا نه خدا که خداوندي است.»9 گاهي خدا را اصل انسان مي¬داند؛ البته انساني که از ماده تشکيل شده است.10 اشو گاهي از خدايي ياد مي¬کند که خالق همه چيز نيست و به پاره¬اي از پديده¬هايي اشاره مي¬کند که خدا در شش روز خلقت عالم، آن¬ها را نيافريده است؛ اما ژاپن و شوروي توانسته¬اند آن¬ها را خلق کنند 11 و گاهي از خدايي نام مي¬برد که از عالم مادي پديد آمده است.12 اين حقيقت از نظر اشو آن چنان مبهم است که ديگران را از جست¬وجوي خدا بر حذر مي¬دارد:
«مردم به نزد من مي¬آيند و مي¬گويند: ما آرزوي جست¬وجوي خدا را داريم. من به آن¬ها مي¬گويم: در اين باره با من صحبت نکنيد. اين مقوله را به بحث نکشيد. هرگونه صحبتي در مورد خداوند بي¬فايده است. هيچ معنا و مفهومي در آن چه مي¬گويند؛ نيست».13
معلوم شد که اشو اولا تصویر روشنی از خداوند نداشته است. و کاملا به تناقض گویی و خودستیزی در کلام روی آورده است. دوم این که اشو اساسا خدا را هدف معنوی یک سالک نمی داند. یعنی وی طریقت معنوی را بدون خدا به تصویر می کشد به گونه ای که به شادی بسنده می کند و خدا را به معنای جدی در حیات معنوی انسان وارد نمی کند.
اشکال اساسی کلام وی این است که نقش خدا در عرفان اشو، ابزاری است، نه نقشی ذاتی و اصیل.
از عجايب کلام اشو اين نکته است که وي خدا را هدف نمي¬داند و اصولاً او به خدا علاقه مند نيست14 و آن چه براي اشو مهم است، به تعبير خودش «عشق» است و خدا چون ابزار رسيدن به عشق است، اهميت پيدا مي¬کند که البته هم خدا و هم مذهب در پي شادماني از راه مي¬رسند15. او تصريح مي-کند که هدف عارف، خدا نيست؛ بلکه عشق است و عارف به خدا کاری ندارد: «عارف در جست¬وجوي شادماني به زندگي روي مي¬آورد. او پرواي خدا در سر ندارد. البته عارف در راه خود، خدا را هم مي¬يابد؛ اما او در جست¬وجوي شادماني است. بنابراين، عرفان هيچ¬گونه مجموعه باورهايي در مورد بي¬خدايي يا با خدايي ندارد. عرفان بر هيچ باوري متکي نيست.» 16 از اين بيان روشن مي¬شود، عرفان اشو، عرفان بدون خداست و اگر احیاناً در این عرفان، خدا مطرح می¬شود، خدايي است که فقط حکم يک وسيله را دارد، نه هدف. خدا ابزار است، نه مقصد؛ راه است، نه غايت. به همين جهت به صراحت مي¬گويد: «همه چيز را در مورد خدا فراموش کن. فقط به جست¬وجوي شادماني بپرداز».17
راز اين که اشو نمي¬تواند خدا را مقصد بداند، در اين نکته نهفته است که از منظر وي،شناخت خدا بلاواسطه امکان ندارد: «خدا را نمي¬توان به طور مستقيم يافت. من مي¬گويم شادماني را جست¬وجو کن تا خدا را بيابي. اگر خدا را جست¬وجو کني، او را نخواهي يافت و بيش از پيش بدبخت و غمگين خواهي شد».18
عشق چنان در مرام اشو برجسته مي¬شود و همه چيز را تحت الشعاع قرار مي¬دهد که نه فقط به مراقبه نيازي نيست؛ بلکه فراموشي خدا هم امکان¬پذير است: «اگر عاشق باشي، مي¬تواني خدا را کاملاً فراموش کني؛ چرا که از عشق هر چيزي امکان¬پذير است».19
به راستی خدایی که نتوان شادی را نزد او یافت چه موجودی است که شادی باید جدای از او تصور شود و شادی در غیر او یافت گردد؟! اگر خدا خود احساسی به نام شادی را در وجود انسان تعبیه نموده است و خود خالق این میل است، ایا می توان پذیرفت که او فاقد شادی باشد؟ بماند که اگر کسی شادی را هدف غایی انسان¬ها بداند، در حقیقت، انسان را از اهداف متعالی کمال و پرورش همه جانبه روح محروم کرده است. واژه شادی هر چند جذاب و دل فریب است؛ نباید از نظر دور داشت که شادی به خودی خود کمالی به حساب نمی آید و تامین کننده ابعاد دیگر رشد نخواهد بود.

Tags:

دیدگاه ها

مطالب شما مرجع و منبع ارائه

مطالب شما مرجع و منبع ارائه نمی دهد و این برای یک محقق قابل قبول نیست. اگر منابع دقیقا مشخص نباشد مطالب شما تنها خرص وتخمین و حدس وگمان تصور و تلقی خواهند شد.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.