عرفان اسلامی نباید کوچه‌بازاری شود، اما وجودش در جامعه لازم است

کارشناس عرفان‌های نوظهور، «اخلاق» را پایه عرفان اسلامی دانست و ابراز داشت: در جامعه، نیازمند حضور تشکیلاتی عرفان اسلامی هستیم و این کاری نیست که یک عالم ربانی دور از دنیا انجام دهد بلکه حضور مجلس را می‌طلبد.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، عرفان از ماده «عرف» به معنای شناختن است و در اصطلاح، شناخت خاصی از خداوند مبتنی بر کشف و شهود است، در واقع عارف کسی است که با تصفیه دل از هر چه غیر حق است، زمینه معرفت جدیدی را به روی خود باز کرده و حقایق را نه با اصطلاحات و کلمات و مفاهیم، بلکه خود آن‌ها را مشاهده می‌کند.

از دعاهای منسوب به پیامبر اکرم(ص) این است که «اللهم ارنی الاشیاء کما هی»، خدایا حقایق اشیاء را آن گونه که هستند بر من بنما! در این سخن شریف بحث از رؤیت مطرح است نه بحث علم، آن هم رؤیت حقیقت اشیاء نه آثار و لوازم و عوارض جانبی آن.

عرفان نوعی گرایش درونی و رجوع به باطن و فطرت اصلی انسان است و چون هیچ انسانی از داشتن ساحت باطنی و گرایش‌های شور انگیز معنوی خالی نبوده، پس قدمت مباحث عرفانی به قدمت انسان است و در تمام ادیان توجه خاص به این گرایش‌ها شده است.

با ظهور دین اسلام علاوه بر مطرح شدن مباحث علمی، حرکتی پرشور در راستای عرفان و سیر باطنی و روحی تحقق پیوست که از آن به عرفان اسلامی تعبیر می‌کنیم و چون خاستگاه اصلی عرفان تعالیم قرآن کریم و سخنان پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) است و در فضای فرهنگی جامعه اسلامی رشد و نمو کرده، عنوان اسلامی را نیز یدک می‌کشد.

به منظور بررسی راهکارهای اجرایی عرفان اسلامی در جامعه با حجت‌الاسلام محمودرضا قاسمی، عضو هیئت مدیره مؤسسه بهداشت معنوی و عضو گروه پژوهشی عرفان‌های نوظهور دفتر مطالعات راهبردی دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم گفت‌وگو کردیم.

دیدگاه‌های حاکم درباره نشر عرفان اسلامی در جامعه

*با توجه به جذب روز افزون جوانان و دانشجویان به عرفان‌های کاذب و شیفتگی این قشر از جامعه درباره حقیقت و دست یافتن به آرامش، به نظر می‌رسد در معرفی عرفان اسلامی در جامعه کوتاهی صورت گرفته است. چرا در این حوزه با چالش روبه‌رو هستیم؟

- در این زمینه 2 دیدگاه در بین اندیشمندان اسلامی درباره عرفان وجود دارد، دیدگاه اول، عرفان را عنصر ارزشمندی برای شناخت و معرفت می‌داند، به همین جهت طرفدار نشر معارف عرفان اسلامی در جامعه است.

کمیل و ابوحمزه حاصل عرفان اسلامی اهل‌بیت(ع) هستند

اما دسته دیگر، مخالف عرفان است و می‌گوید با وجود دستورهایی که از لحاظ قرآن کریم و اهل‌بیت(ع) است، چه نیازی به عرفان است، بنابراین یک تضادی در این باره وجود دارد، آن دسته که قائل به عرفان هستند، می‌گویند عرفان چیزی جز فهم عمیق آیات قرآن کریم و کلمات ائمه معصومین(ع) نیست، کما اینکه خود ائمه معصومین(ع) یاران خود را طبقه‌بندی می‌کردند و برای بعضی‌ها کلاس خصوصی می‌گذاشتند، مانند «کمیل» که امیرالمؤمنین(ع) برنامه‌های خاصی برای ایشان داشت، یا مثل «ابوحمزه ثمالی» از یاران امام زین‌العابدین(ع).

با این حال عده‌ای قائل هستند که عرفان را نباید کوچه‌بازاری کرد، به این معنا که باید افرادی پیدا شوند که از نظر وجودی این قابلیت را داشته باشند که مفاهیم عرفانی را فهم کنند، در دنیای غرب، عرفان را به دریافت رازها و رمزها تعبیر می‌کنند که حتی اگر کسی ایمان به خدا هم نداشته باشد، می‌تواند عرفان را کسب کند. کما اینکه این مسائل هم در عرفان حلقه تبلیغ می‌شود و می‌گوید: فقط لازم است که زیر این چتر بیایید و از این مباحث بهره‌مند شوید!

عرفان اسلامی نیاز به زیربنا دارد/حداقل شرط عرفان اسلامی چیست

اما در عرفان اسلامی، می‌بینید که نیاز به زیربنا و فونداسیون است، حداقل شرایط تحصیل عرفان اسلامی «دارا بودن ایمان» است، بنابراین بعضی‌ها دفع خطر احتمالی می‌کنند، یعنی می‌گویند که عرفان را نباید کوچه‌بازاری کرد، چرا که برای ورود به عرفان شخص باید از گمراهی در مسیر بترسد، شاید که ظرفیت‌های وجودی نداشته باشد و منحرف شود.

اما در مقابل سیل هجمه عرفان‌های دروغین و کاذب، اندیشمندان بزرگ اسلامی همانند مقام معظم رهبری خطر عرفان کاذب را گوشزد می‌کنند، پس باید بتوانیم موادی از عرفان اسلامی را در اختیار جوانان قرار دهیم تا به اندازه وجودی افراد و دریافت سرنخ‌ها، خودشان بتوانند مسیر را ادامه دهند.

عرفان از دیدگاه غربی به چه معناست؟!/ کتاب‌های عرفان نظری در جامعه بسیار است اما عرفان عملی کمتر

* چرا از سوی علمای عرفانی، بسته‌های عرفان به صورت مقطعی یا ترمی برای جوان عرضه نمی‌شود، شما می‌بینید آنچه در عرفان کاذب جوانان را به سوی آن‌ها جذب می‌کند، تبلیغات گمراه‌ کننده آن‌هاست که دستیابی به عرفان را زیبا و سهل‌الوصول بیان می‌کنند، چرا در زمینه عرفان اسلامی این مقدار کوتاهی صورت گرفته است؟

- باید توجه داشت که هم اکنون عرفان اسلامی در جامعه عرضه می‌شود، وقتی به مطالب عرفان نگاه می‌کنید، این همه آیات قرآن کریم که اشاره می‌کند: «أَفَلاَ تَتَفَکَّرُونَ»، «أَفَلَا یَعْقِلُونَ» ناظر بر این موضوع است که باید با یک نوع شناخت وایمان به سوی راه کمال حرکت کرد.

کتاب‌های زیادی در باب عرفان نظری نوشته شده است، اما اینکه توقع داشته باشیم درباره عرفان عملی یک سیستم جامع و مدونی وجود داشته باشد، عملی نیست.

هنگامی که به عرفان حلقه کیهانی نگاه کنید، متوجه می‌شوید که عرفان نیست، متأسفانه در دنیای شرق و غرب، مطالبی که با راز و ابهام آلوده باشد، اسمش را عرفان می‌گذارند، یعنی سحر و جادو را عرفان تلقی می‌کنند!

وقتی شما در همین حلقه‌ها و جاهای مختلف می‌روید، می‌بینید همین تلقی هست، یعنی آنها می‌خواهند در حد یک ساعت بدون ایمان، بدون پرداختن به موضوع، افراد را وارد این مباحث کنند.

خلأ قانونی برای برخورد با عرفان‌های کاذب

هر چند که وضعیت در زمینه مطالب عرفان در حال حاضر از 10 سال قبل خیلی بهتر است، اما شبهات نسبت به یک دهه پیش خیلی گسترش پیدا کرده است، احساس می‌کنم مدیریت فرهنگی کشور به خصوص شورای عالی انقلاب فرهنگی با جدیت این مسئله را مدنظر قرار دهند.

درباره برخورد با فرقه‌ها و عرفان‌های کاذب از نظر قانونی خلاء وجود دارد، یعنی هیچ قانون مدونی وجود ندارد که اگر فرقه انحرافی یا عرفان کاذبی تبلیغی می‌کند با آن بتوان برخورد کرد، شاید علت اصلی این باشد که هنوز تعریف جامع و کاملی از فرقه انجام نشده است که ظاهراً در مجلس به آینده موکول شده است!

اکنون هر اشکالی که هست، مربوط به این مشکل است، یعنی ما یکی از دلایل گسترش عرفان کاذب را نبود قانون جامع و کامل درباره بر خورد با این قضیه می‌دانیم، ببیند خیلی کم پیش می‌آید که مقام معظم رهبری روی مسئله‌ای تاکید کنند، آن هم چندین بار با فواصل زمان کوتاه، این نشان می‌دهد که یک فوریتی برای برخورد و مواجه با آن لازم است.

عرفان کاذب تشکیلاتی و سیستمی عمل می‌کنند/ عدم وجود تشکیلات در عرفان اسلامی

*به نظر نمی‌رسد که عرفان‌های کاذب سهل‌الوصول‌تر هستند و خود عامل مؤثری در جذب جوانان است؟!

- یک اشکالی که در عرفان کاذب وجود دارد، این است که به شدت آن‌ها تشکیلاتی هستند، یعنی قائل به کار تشکیلاتی هستند، همان طور که گفتم آن‌ها می‌گویند، بدون ایمان به خدا می‌شود در زیر یک چتر واحد قرار گرفت.

در حالی‌که در عرفان اسلامی ایمان به خدا نیاز است، ما در سیستم عرفان اسلامی بحث تشکیلات را نمی‌بینیم، چون چنین چیزی مدنظر نبوده است، هر چند که زیر مجموعه‌ای داشتند و نسل به نسل مختلف ثمره‌ای مانند حضرت امام(ره) داشتند، اما در طول تاریخ این عرفان شکل گرفته است، اما در یک زمان و عصر مشخصی یا در شهر مشخصی این شبکه نبوده است، شاید به خاطر ملاحظاتی که داشتند.

اما می‌بینید فرقه‌های کاذب در تهران، اصفهان، کرج، تبریز، مشهد شعبه دارند و این نشان می‌دهد که کمیت برای آنها مهم است.

در حوزه عرفان‌ حلقه کیهانی، آقای «م.ع. ط» ذهن کاملاً تشکیلاتی دارد، متأسفانه ایشان زمانی عضو سازمان مجاهدین خلق بوده و در دهه 60 به ظاهر توبه می‌کند، در بعضی از کلاس‌های ایشان برخی افراد جزوه تشکیلاتی کمونیست‌ها را داشتند، یعنی جزوه‌هایی که شوروری سابق برای کار تشکیلاتی داشته است!

عرفان اسلامی نیازی که جامعه او را می‌طلبد/ اخلاق پایه اصلی عرفان اسلامی است

در یک سیستم مدون، عرفان اسلامی به صورت تشکیلاتی نیاز است که روی آن کار شود و این کاری نیست که یک عالم ربانی دور از دنیا کند یا شخصی مانند آیت‌الله حسن‌زاده آملی این کار بکند، نه! بلکه یک گروه فرهنگی باید نظر دهد، مشکلات و پارامترهای قانونی را برطرف کنند.

بر اساس نیازهای جامعه به این نتیجه رسیده‌ایم که بحث عرفان اسلامی در جامعه باید به آن پرداخته شود، مثلاً بحث اخلاق سالیان دور در حوزه به واسطه غلبه مباحث فقهی کمتر به آن توجه می‌شد-نه اینک در حاشیه باشد- اخلاق یک زیربنا برای مباحث عرفانی است.

حرکت شبکه‌ای در برابر حرکت شبکه‌ای شیطانی/ مقابله با عرفان‌های کاذب با همان شیوه ورود

اگر بخواهیم به نتایج ملموسی در عصر کنونی در مقابله با عرفان‌های نوظهور برسیم این است که در مقابله شبکه‌های شیطانی، شبکه‌ای برخورد کنیم، مرحوم شرف‌الدین در لبنان از پیشگامان مبارزه با فرقه‌های انحرافی در لبنان، می‌گوید: وقتی سیر تهاجمات فرهنگی‌های منحرف به شما با هر روشی روی آورد، شما هم با روش خودشان با آن‌ها برخورد کنید، اگر آنها دارند از طریق ماهواره حمله می‌کنند، ما هم از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای، اگر از طریق فضای مجازی ما هم از طریق فضای مجازی، اگر سیستم تشکیلاتی برای جذب مخاطب است ما هم از طریق سیستم تشکیلاتی! چرا که آن‌ها این روش را تجربه کردند، از این روش سود بردند، پس تنها روشی است که می‌‌تواند جلوی آنها را بگیرد، همین مسیر است.

عرفان‌های کاذب در ایران در مرحله نمادسازی هستند

*اگر قرار باشد که ما با همان شیوه آنها عمل کنیم، مانند اینکه اگر گردنبند، زنجیر یا انگشتری می‌اندازند ما هم گردنبند یا انگشتر بیندازیم، این شیوه عملیاتی نیست!

-این تلقی که شد صحیح نیست، در همین خیابان کریم‌خان تهران وقتی جواهرات را نگاه می‌کردیم، روی جواهرات «الله» وارونه بود یا یک سری کالاهایی که وارد می‌شد، زیر کفش یا پشت شلوار کلمه «الله» بود، پس معلوم می‌شود کار فرقه‌ای و یک کار شبکه‌ای می‌کنند.

در این زمینه باید یک کار فرقه‌ای مثبت کنیم، باید توجه داشته باشیم که عرفان‌های کاذب در ایران در مرحله نماد سازی هستند، در واقع هنوز جاده آسفالت نشده است و آن‌ها مشغول شن‌ریزی هستند.

اصولاً بحث نماد سازی در فرقه‌ها، قبل از ورود جریان‌ها در مباحث نظری اتفاق می‌افتد، بحث این است که آیا باید ساکت باشیم یا برخورد سلبی کنیم و حالت تدافعی بگیریم!

آیا نباید تعریفی از تهاجم کنیم، در نظر داشته باشیم در برخی موارد توانایی و پتاسیل بالا داریم، به طوری که در مباحث عرفان اسلامی این توانایی را داریم که با عرضه آن، کسانی که فطرت‌های پاک دارند، به راحتی پذیرا شوند.

نگاه کنید یک فرد از آمریکا و اروپا بلند می‌شود، به دنبال معنویت به شرق و بلندی‌های تبت می‌رود، چرا!؟ چون در همه انسان‌های میل به خداگرایی وجود دارد، همان طور که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ»، اگر چه این افراد از مسیر منحرف می‌شوند، اما اگر ما عرفان اسلامی را عرضه کنیم، می‌پذیرند، کما اینکه همین اتفاق هم می‌افتد.

بحث بر سر این است که ما نباید همیشه حالت تدافعی داشته باشیم، در مقابل ابزارهای آن‌ها، از ابزارهای خود به نحو احسن استفاده کنیم، نیازی به هم‌اندیشی دارد، ما یک شورای عالی نداریم که در این مورد بحث کند، به مباحث عرفانی به صورت جدی نگاه نمی‌شود تا زمانی که نوع نگاه این باشد، آدم ضربه می‌خورد، باید یک تشکیلات منسجمی باشد تا بتوان اینها را سر و سامان داد.

متولی ارائه سیستم مدون و مرحله‌بندی عرفان علمی کیست؟!

*همان طور که گفته شد در بحث عرفان نظری در جامعه کتاب‌های زیادی وجود دارد، اما در باب عرفان عملی چنین بسته‌ای نیست؟! به عبارتی دیگر ارائه بسته عرفان اصیل اسلامی امکان پذیر است؟!

-اینکه یک تشکیلات واحدی بیاید، عرفان اسلامی را آموزش دهد، باید اتفاق بیفتد، یعنی باید دغدغه‌ مسئولین فرهنگی در جامعه باشد.

این کار با یک سیستم مدون، منظم و مرحله‌بندی مباحث عرفانی اتفاق خواهد افتاد و امکان دارد، ببینید، یکسری فاکتورهای مثبت معنوی در اسلام وجود دارد، به عنوان مثال اسلام به بحث احترام و احسان به والدین تأکید کرده است، فکر می‌کنند که این بحث اخلاقی صرف است، ولی وقتی پای صحبت‌های بزرگترین عرفا می‌نشینیم، می‌گویند، عرفان را از این جا گرفته‌اند.

اصولاً احساس به والدین بحث خضوع و تواضع ظاهری نیست، بلکه یک بحث قلبی است،‌ نکته در اینجاست که پرداختن به این امور یک سری صفات انسانی را زنده می‌کند، قرآن کریم هر جا می‌گوید «أَلَّا تَعْبُدُوٓا إِلآ إِیَّاهُ» بلافاصله می‌گوید: «وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً»، در نظر داشته باشید که این دستور مال مسلمان‌های صدر اسلام است که پدر و مادر آنها کافر و بت‌پرست بودند، یعنی اسلام دستور می‌دهد که به پدر و مادر کافر و بت‌پرست خود نیز احسان و نیکی کنید.

عرفان اسلامی درون و برون انسانی را رشد می‌دهد/بالاترین لذت مردم در دوران ظهور

با انجام این موارد، صفات بزرگ انسانی پرورش پیدا می‌کند بحث بخل و خساست کنار می‌رود، فکر می‌کنید که عرفان چه چیز است؟ پس اگر کسی نتواند معادلات و تعاملات داخلی خود را حل کند، هیچ ‌وقت به آن تعاملات بیرونی نمی‌رسد، دین اسلام این گونه است، اما عرفان کاذب کار به این عادات ندارد!

هر چند که در آن پوسته ظاهری یک حالت رزم‌آلود و یک اثر بخشی برای بعضی‌ها‌ دیده می‌شود، برای کسی که تهی باشد، اسلام هم درون و هم بیرون را می‌سازد، عارف می‌تواند به قدرتی برسد که کفش جلوی پای آن جفت شود یا طی‌الارض پیدا کند، اینها برای عارف بزرگی همانند آیت‌الله بهجت خیلی پیش‌ پا افتاده است.

در احوالات حضرت صاحب‌الامر نقل شده است که وقتی ایشان تشریف می‌آورند، عقل انسان‌ها رشد می‌کند، واقعاً بالاترین لذتی که انسان‌ها در دوره حضرت صاحب‌الامر می‌برند، چیست؟

آیا این است که زمین گنج‌های خودش را بیرون می‌ریزد، یا اینکه فقیر پیدا نمی‌شود، آیا این نیست که مردم به عمق خداشناسی می‌رسند؟ یعنی به قدری این درجه عرفانی آن‌ها بالا می‌رود که مردم خدا را لمس می‌کنند، باید توجه داشت که حضرت ولی‌عصر(عج) از همین‌ راه‌های متعالی وارد می‌شوند.

عرفان‌های کاذب هم نمی‌توانند همه ادیان را زیر یک چتر واحد جمع کنند

* شما مطرح کردید که اسلام و ایمان، مقدم بر عرفان است. این موضوع را نمی‌توانیم به فرد خارجی بقبولانیم، در حالی‌که عرفان کاذب هر فرد را با هر آیینی زیر یک چتر واحد قرار می‌دهد، آن وقت ما به مخاطب بگوییم که اول اسلام بیاور شاید بعدها بتوانی به عرفان برسی!

- عرفانی مانند «اکنکار» قائل به این است که تمام ادیان را می‌تواند زیر یک چتر واحد حفظ کند، با اینکه خودشان در صحبت‌هایشان به تناقض رسیده‌اند، چرا که برخی ادیان توحیدی هستند مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام، بعضی هم توحیدی نیستند مانند بودا و هندو که حرفی از خدا نمی‌زنند، در دیدگاه‌ ما، اسلام آن قدر جذابیت برای افراد دارد که آن‌ها را به این سمت می‌کشاند، بنابراین در قدم اول لزومی ندارد که عرفان اسلامی را به آنها ارائه دهیم.

منبع: خبرگزاری فارس

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.