ریکی از منظر اسلام

لطفا در مورد استفاده از ریکی توضیح دهید؟ آیا مورد قبول اسلام است؟

riki_0.jpgدر صورت كلي استفاده از هر تكنيكي كه منافات با اصول اعتقادي و احكام شرعي دين مبين اسلام نداشته باشد شرعا جايز است همانطور كه مراجع استفاده از طب مدرن را جايز دانسته اند و خود نيز در مواردي از آن بهره برده و به دستورات پزشكي عمل مي نمايند.

اما نكته ي قابل بررسي اين است كه ري كي، تكنيكي برگرفته از آئين بوداست و ميكائواوسوئي ژاپني(متولد1865ميلادي) مؤسس ري كي در موقعيت اجتماعي اي بدنيا آمده كه وي را از آئين شينتو و بودا كه تركيبي آميخته درهم و ساختگي بودند بي بهره نگذاشته و از ابتداي دوران كودكي تا جواني در معابد تن داي، شينتو، و علي الخصوص معبد كوراما سعي در گذراندن آموزش هاي اين آئين نموده است. لذا به طور اساس پايه هاي ري كي و سمبل هاي آن از تعاليم بودا گرفته شده و اين آئين اساسا بر مبناي تناسخ و قانون كرمه و نفي تقديرات الهي و يك سري عقايد الحادي و شرك آميز پايه گذاري شده و استفاده از انرژي (ري : كيهان) كه به قول آنها يك انرژي هوشمند بوده كاملا بي اساس است و هيچ دليل عقلي و علمي اي بر آن اقامه نشده است چرا كه ماده به خودي خود شعور نداشته و اثبات هوشمندي به آنگونه كه در ري كي مطرح مي شود هيچ مبنايي ندارد و تاثيرات اجرام كيهاني بر اساس يك سري امور تكويني در خلقت خداي متعال از قبيل جزر و مدّ و غيره مي باشد، هوشمندي در درمانگري بايستي بوسيله يك موجود ذي شعور انجام شده كه مي توان به عنوان نمونه جن و شيطان و انسان را نام برد .
اشكالات علمي بسيار زيادي بر تكنيك ري كي وارد است كه در اينجا مجال بيان نيست ولي به طور كل درمان بوسيله ري كي هنوز به طور علمي اثبات نشده و فقط در قالب نظريه تدريس مي شود همانطور كه بسياري از نظريات در علم شيمي و فيزيك پزشكي و غير در دانشگاههاي سراسر جهان تدريس مي شود كه پس از چندي تمام آنها رد و مطالب ديگري جايگزين آن مي شود و از طرفي رديه هاي مختلفي در جهان بر آن وارد شده كه به عنوان نمونه در تاريخ 25مارچ سال 2009 اسقف اعظم كاتوليك آمريكا بيانيه اي را صادر كرد كه در تمامي بيمارستان هاي كاتوليك در آمريكا و مراكز مراقبت هاي درماني نبايستي از ري كي استفاده گردد. اين بيانيه توسط كميته دكترين امريكايي اسقف اعظم كاتوليك آمريكا در مورد دستورالعمل ارزيابي ري كي به عنوان درمان جايگزين صادر شده است و امثال اين جوابهاي نقض نشان مي دهد كه اينگونه نيست كه اين تكنيك به طور كامل در جهان پذيرفته شده باشد و از طرف ديگر طرفدار زياد داشتن يك نظريه دليل بر حقانيت آن نمي باشد.
بنابراین، بايد گفت كه از نگاه ما ريكي اگر چه در مواردي منجر به مداواي پاره اي از بيماريها شده و از شاخه انرژي درماني محسوب شده، اما در حوزه نگرشي مبتلا به نارسايي و نقص بوده و نياز به تجديد نظر دارد. ضمن آنكه اين روش به گفته رهبران اين مرام روشي بدون اشكال نيست و گاهي خود موجب كسب انرژي هاي منفي شده و خود درمانگر در معرض تشعشعات منفي حاصل از انرژي منفي درمان شونده است و بعلاوه درمانگر خود از انرژي تخليه شده و دچار ضعف جسمي مي گردد. يكي از افرادي كه انتظار درمان از اين طريق داشته و البته خود از هوادارن همين آيين است در كتابش مي نويسد: «من ماه‌ها وقت خود را صرف انجام تمرينات مختلف چاكرايي مي‌كردم، به كمك كريستال‌ها با انرژي دادن، با ايجاد حالت‌هاي روحي خاص. تجربيات شخصي من اين بوده كه ضرر اين گونه تمرين‌ها بيشتر از منافع آن بوده است، چنين مداخله‌ي نا آگاهانه ‌اي در طبيعت بدن تنها سبب ناتوان ساختن بدن مي‌شود. پس بهتر است انسان جانب احتياط را رعايت كند، در طي كاركردن با چاكراها تجربيات فراواني رخ مي‌دهند، هر چند اين تجربيات جالب بودند؛ اما هيچ يك نتوانستند به گونه‌اي پايدار زندگي مرا متحوّل كنند، در واقع در برابر حقيقت زندگي ارزش چنداني نداشتند.» (پرانا ، اتريا، ترجمه آرام، ص 79) انرژي‏درماني اگرچه يك مهارت است و هم از لحاظِ روشي و هم از منظر جهان بيني، به هيچ يك از مكاتب و اديان تعلق ندارد، اما امروزه به شكل معنويت و عرفان دنبال شده و به پرتوجويان انرژي، بشارت معنويت و سلوك روحي داده ميشود و حتي مناسك ديني و اعمال فقهي مانند اجزاء وضو با نگاه انرژيايي تحليل شده و رمزگشايي ميشود[1].
علاوه بر اینکه، تعدادی از انرژي درمان گرها بساط عرفان و معنا پهن كرده و در ميان شاگردان خويش به عنوان مراد مطرحند. جملات زير شاهدي بر گفته هاي ماست: كتاب انرژي‏درماني با اين جملات آغاز شده است: « اين كتاب اساسا با شفاي ماوراء علوم مكشوفه سر وكار دارد و بيش از همه چيز به چرايي و چگونگي آن مي پردازد. رويكرد ما در اين كتاب ساده و كاربردي و در عين حال معنوي است.»[2] در جاي ديگر آمده است: «اگر انرژي خام با كيفيت خوب و به ميزان كافي در دسترس قرار گيرد، تجربيات عميق روحاني به بار خواهند آمد.. چاكراهاي بالا مربوط به تجربيات معنوي هستند.» (همان، ص 251) در «ريكى» هم ادّعا مى‏شود كه انسان مى‏تواند در فرايندي معنوي با راه­كار همسويى، مقدار زيادى انرژى كيهان را دريافت كرده، آن را از خود عبور دهد؛ يعنى با باز شدن مركز انرژى (چاكرا) در فرد، بدون اين‌كه تخليۀ انرژى صورت گيرد، مقدار مناسب انرژى به فرد نيازمند منتقل مى‏شود و بدين وسيله شفا و بهبودى و تجربه‏اي روحي حاصل مي‌شود.[3] در ريكي گفته مي‏شود: ريكي مي‏تواند شما را به سفري روحاني همراه با مكاشفات خاص خود رهنمون سازد.[4] در جاي ديگر ادعا شده: ريكي اغلب نه تنها به عنوان روشي درماني و مكمل، بلكه به عنوان سير و سفري روحاني، يا يك نوع شيوه زندگي مورد قبول است.[5]
امروزه فنون درمانگرا هم چون انرژي‏درماني، ريكي، چاكراتراپي، مغناطيس درماني، سنگ درماني، و موارد متعددى از اين قبيل، به صورتى توضيح و تفسير مى‏شوند كه گويا مى‏توانند انسان را از دين و شريعت بى‏نياز كنند؛ يعنى با رنگ و لعاب عرفان و معنويّت، به تشنگان معرفت عرضه مى‏شوند. از اين رو بهتر است در استفاده از اين روش ها احتياط كرده و در صورت نياز به حداقل اكتفاد كرده و بخصوص به حساب معنويت و عرفان گذاشته نشود.
پی نوشت ها:
[1] . سوي، چوا كوك، انرژي‏درماني، ص 247.
[2] . انرژي‏درماني، ص21.
[3] . ر.ك. قدرت يابي با ريكي، پائولا هوران، ژاله مخزني، ص 75.
[4] . آن چارليش، دايره المعارف رموز ريكي، منيرالدين اعتضادي، نشر راشين، ص16.
[5] . همان، ص 18.

Tags:

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.