روش مراقبه و مشارطه نفس

در مورد مراقبه در سير و سلوک توضيح دهيد؟

بر هر كسي كه قصد تقرب به خداي متعال را دارد لازم است , مشارطه , مراقبه و محاسبه داشته باشد.
مشارطه يعني : از اول روز با خود شرط كنيد كه مرتكب گناه نشده و بر خلاف گفته خالق مهربان عمل نكنيد ; به فرمايش حضرت امام خميني (ره) تو عازم شو و شرط كن و تجربه نما ببين چقدر سهل است .
پس از مشارطه بايد در طول روز مراقب شرطي كه كرده ايد باشيد و بدانيد كه عالم محضر حضرت حق است و او مراقب اعمال ماست و اين توجه را تا شب ادامه دهيد. اين همان معناي مراقبه است.
در هنگام شب به محاسبه اعمال روزانه بپردازيد و از نفس خود حساب بكشيد. هر عمل نيكي كه انجام گرفته از خداوند تعالي ببينيد و شاكر او باشيد و هر معصيت يا كوتاهي كه شده عذر خواه درگاه الهي بوده و تصميم بگيريد فردا جبران كنيد.
علامه طباطبائي (ره) به يكي از شاگردانشان كه در ابتداي سير وسلوك بودند شبيه به اين توصيه را نمودند.
توضيح بيشتر:
مراحل مرابطه با نفس در مسير خود سازي و تهذيب نفس عبارت است از: 1- مشارطه نخستين گامى كه علماى بزرگ اخلاق بعد از توبه ذكر كرده اند، همان «مشارطه» است، و منظور از آن شرط كردن با نفس خويش است با تذكّرات و ياد آورى هايى كه همه روز تكرار شود، و بهترين وقت آن را بعد از فراغت از نماز صبح و نورانيّت به انوار اين عبادت بزرگ الهى دانسته اند.
به اين طريق،كه نفس خويش را مخاطب قرار دهد و به او ياد آور شود كه من جز سرمايه گرانبهاى عمر كالايى ندارم،و اگر از دست برود تمام هستيم از دست رفته، و با ياد آورى سوره شريفه «وَ الْعَصْرِ اِنَّ الاِْنْسانَ لَفى خُسْر» به نفس خويش بگويد: با از دست رفتن اين سرمايه، من گرفتار خسران عظيم مى شوم، مگر اين كه كالايى از آن گرانبهاتر به دست آورم، كالايى كه در همان سوره در ادامه آيات آمده است: «اِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الْصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبْرِ; مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبائى و استقامت توصيه نموده اند! بايد به خود بگويد: «فكر كن عمر تو پايان يافته، و از مشاهده حوادث بعد از مرگ و ديدن حقايق تلخ و ناگوارى كه با كنار رفتن حجابها آشكار مى شود سخت پشيمان شده اى و فرياد بر آورده اى «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى اَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ; اى (فرشتگان) پـروردگار، شما را به خـدا مرا باز گردانيد تا عمل صالـح انجام دهم در برابر كوتاهيهايى كه كردم!» (سوره مؤمنون، آيه 100) باز فرض كن پاسخ منفى «كَلاّ» را از آنها نشنيدى و به در خواست تو عمل كردند و امروز به جهان بازگشته اى، بگو چه كارى براى جبران كوتاهيها و تقصيرات گذشته مى خواهى انجام دهى؟!
سپس به نفس خويش در مورد اعضاء هفتگانه، يعنى چشم و گوش و زبان و دست و پا و شكم و فرج ( فرج اشاره به شهوت جنسى است) نيز سفارش كن و بگو اينها خدمتگزاران تو، و سر بر فرمان تو دارند، آيا مى دانى جهنّم هفت در دارد، و از هر درى گروه خاصّى از مردم وارد مى شوند؟
آيا مى دانى كه اين درهاى هفتگانه احتمالاً براى كسانى است كه با اين اعضاى هفتگانه عصيان كنند، بيا و با كنترل دقيق اين اعضاء درهاى دوزخ را به روى خود ببند، و درهاى بهشت را به روى خود بگشا! و نيز سفارش مراقبت از اعضاى خود را به نفس بنما، كه اين نعمتهاى بزرگ الهى را در طريق معصيت او به كار نگيرد و اين مواهب عظيم را تنها وسيله طاعت او قرار دهد.
در حديثى از امام اميرمؤمنان على(عليه السلام) مى خوانيم: « مَنْ لَمْ يَتَعاهَدْ النَّقْصُ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَيْهِ الْهَوى، وَ مَنْ كانَ فى نَقْص فَالْمَوْتُ خَيرٌ لَهُ; كسى كه بررسى نقصان نفس خويش نكند، هواى نفس بر او چيره مى شود; و كسى كه پيوسته در حال سقوط و نقصان است، مرگ براى او بهتر است!» ( بحار الانوار، جلد 67، صفحه 64)
كوتاه سخن اين كه: «مشارطه» از گامهاى مهمّى است كه براى تهذيب اخلاق برداشته مى شود; و بدون آن، ابرهاى تيره و تار غفلت و غرور، سايه تاريك و شوم خود را بر دل و جان آدمى مى افكند، و نجات او بسيار مشكل است.
2- مراقبه «مراقبه» از ماده «رَقَبَه» به معنى «گردن»، گرفته شده و از آنجا كه انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چيزى گردن مى كشد، و اوضاع را زير نظر مى گيرد، اين واژه بر معنى نظارت و مواظبت و تحقيق و زير نظر گرفتن چيزى، اطلاق شده است. اين واژه در تعبيرات علماى اخلاق در مورد «مراقبت از خويشتن» به كار مى رود، و مرحله اى است بعد از «مشارطه» يعنى انسان بعد از عهد و پيمان با خويش براى طاعت فرمان الهى و پرهيز از گناه بايد مراقب پاكى خويش باشد، چرا كه اگر غفلت كند، ممكن است تمام شرط و پيمانها به هم بريزد.
البتّه پيش از آن كه انسان مراقب خويش باشد، فرشتگان الهى مراقب اعمال او هستند; قرآن مجيد مى فرمايد:: «وَ اِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظينَ ; بى شك حافظان و مراقبانى بر شما گمارده شده است (كه اعمال شما را به دقّت زير نظر دارند)!» (سوره انفطار، آيه 10) در اينجا منظور از «حافظين» همان حافظان و مراقبان اعمال است به قرينه آيات بعد كه مى فرمايد: «يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ; آنها مى دانند شما چه مى كنيد.»( سوره انفطار، آيه 12) و در آيه 18 سوره ق مى فرمايد: «مايَلْفِظُ مِنْ قَوْل اِلاّلَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ; انسان هيچ سخنى را تلفّظ نمى كند مگر اين كه نزد آن فرشته اى مراقب و آماده براى انجام مأموريت است.»
و از آن بالاتر، خداوند عالم و قادر، هميشه و در همه جا مراقب اعمال ما است.
در آيه 1 سوره نساءمى خوانيم:«اِنَّ اللّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقيباً;به يقين خداوند مراقب شماست!» ولى سالكان راه خدا، و رهروان راه دوست كه پيوسته در طريق تقوا و تهذيب نفوس گام بر مى دارند، پيش از آن كه فرشتگان خداوند مراقب اعمال آنها باشند خودشان مراقب اعمالشان هستند.
و به تعبير ديگر، اين مراقبت از درون مى جوشد، نه از برون; و به همين دليل، تأثير آن، بسيار زياد، و نقش آن فوق العاده مهم است. البتّه توجّه به «مراقبت از برون» سبب مى شود كه پايه هاى «مراقبت از درون» محكم گردد. در حقيقت انسان در اين دنيا به كسى مى ماند كه داراى گوهرهاى گرانبهايى است و از يك بازار آشفته مى گذرد، و مى خواهد با آن بهترين متاعها را برى خود تهيّه كند در حالى كه اطرافش را دزدان و شيّادان گرفته اند، چنين كسى اگر لحظه اى از سرمايه نفيس خويش غافل گردد، آن را به غارت مى برند، و او مى ماند و يك عالم اندوه و افسوس.
دقيقاً همين گونه است، شياطين جنّ و انس در اين جهان انسان را احاطه كرده اند و هوا و هوسهاى درون او را به سوى خود مى خوانند، اگر خويش را به خدا نسپارد و مراقب اعمال خويش نباشد سرمايه ايمان و تقواى او به غارت مى رود و دست خالى از اين جهان به سراى ديگر منتقل خواهد شد.
در آيات قرآن و روايات اسلامى اشارات فراوانى نسبت به اين مرحله آمده است; از جمله:
1 ـ در آيه 14 سوره علق مى خوانيم: «اَلمْ يَعْلَمْ بِاَنَّ اللّهَ يَرى; آيا انسان نمى داند كه خدا او و اعمالش را مى بيند» كه هم اشاره به مراقبت پروردگار نسبت به اعمال انسان است، و هم اين كه او بايد مراقب خويش باشد.
بديهى است كه توجّه به اين حقيقت كه خداوند در همه جا و در هر حال و در هر زمان، ناظر و شاهد و مراقب اعمال ما است، روح مراقبت را در ما زنده مى كند، تا پيوسته مراقب اعمال خويش باشيم.
2ـ در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) آمده است كه فرمود: «يَنْبَغى اَنْ يَكُونَ الرَّجُلُ مُهَيْمِناً عَلى نَفْسِهِ، مُراقِباً قَلْبَهُ، حافِظاً لِسانَهُ; سزاوار است انسان بر خويشتن مسلّط و هميشه مراقب قلب خود و نگاهدار زبان خويش باشد!»( غرر الحكم) 3 ـ در حديثى از امام صادق(عليه السلام) چنين نقل شده است: «مَنْ رَعْى قَلْبَهُ عَنِ الْغَفْلَةِ وَ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهْوَةِ وَ عَقْلَهُ عَنِ الْجَهْلِ، فَقَدْ دَخَلَ فى ديوانِ الْمُتَنَبِّهينَ، ثُمَّ مَنْ رَعى عَمَلَهُ عَنِ الْهَوى، وَ دينَهُ عَنِ البِدْعَةِ، وَ مالَهُ عَنِ الْحَرامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَةِ الصّالِحينَ; كسى كه مراقب قلبش در برابر غفلت، و نفسش در برابر شهوت، و عقلش در مقابل جهل باشد، نام او در دفتر بيداران و آگاهان ثبت مى شود، و آن كسى كه مراقب عملش از نفوذ هوا پرستى و دينش از نفوذ بدعت، و مالش از آلودگى به حرام بوده باشد در زمره صالحان است.»( بحارالانوار، جلد 67، صفحه 68)
آرى! «مراقبت» از خويشتن يا پروردگار يا قيامت كه در اين روايات آمده همه به يك معنى است; يعنى، مراقب اعمال و اخلاق خويش بودن، و نظارت دقيق بر آن داشتن، و همه روز و در همه حال و در هر جا به كارهايى كه از وى سر مى زند، توجّه كند.
كوتاه سخن اين كه: رهروان راه حق و سالكان طريق الى اللّه بايد بعد از «مشارطه»، يعنى عهد و پيمان بستن با خود و خداى خويش جهت اطاعت و بندگى حقّ و تهذيب نفس، بطور مداوم مراقب خود باشند كه اين پيمان الهى شكسته نشود، و درست همانند طلبكارى كه از همپيمانانش مطالبه پرداخت ديون مى كند، از نفس خويش مطالبه وفاى به اين عهد الهى را بنمايد; بديهى است هرگونه غفلت سبب عقب ماندگى و ضرر و زيان فاحش است، همان گونه كه اگر انسان در مطالبات مادّى اش كوتاهى كند، به آسانى سرمايه هاى خود را از دست مى دهد، بخصوص اين كه در برابر افرادى فريبكار و فرصت طلب قرار گيرد.
3- محاسبه سومين گامى كه علماى اخلاق براى رهروان اين راه ذكر كرده اند، محاسبه است; و منظور اين است كه هر كس در پايان هر سال يا ماه و هفته و يا در پايان هر روز به محاسبه كارهاى خويشتن بپردازد، و عملكرد خود را در زمينه خوبيها و بديها، اطاعت و عصيان، خدا پرستى و هوا پرستى دقيقاً مورد محاسبه قرار دهد، و درست مانند تاجر موشكاف و دقيقى كه همه روز يا هر هفته و هر ماه و هر سال به حسابرسى تجارتخانه خود مى پردازد و سود و زيان خويش را از دفاتر تجارى بيرون مى كشد و ترازنامه و بيلان تنظيم مى كند، به يك محاسبه الهى و معنوى دست زند و همين كار را در مورد اعمال و اخلاق خويش انجام دهد.
روشن است محاسبه چه در امر دين باشد يا دنيا يكى از دو فايده مهم را دارد: اگر صورتحساب، سود كلانى را نشان دهد، دليل بر صحّت عمل و درستى راه و لزوم تعقيب آن است; و هر گاه زيان مهمّى را نشان دهد دليل بر وجود بحران و خطر و احتمالاً افراد مغرض و دزد و خائن و يا خطا كار و ناآگاه در تجارتخانه اوست كه بايد هر چه زودتر براى اصلاح آن وضع كوشيد. قرآن مجيد در آيات متعدّدى از حساب دقيق روز قيامت خبر داده است; از جمله، از زبان لقمان حكيم خطاب به فرزندش چنين نقل مى كند: « يا بُنَىَّ اِنَّها اِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل فَتَكُنْ فى صَخْرَة اَو فِى السَّمواتِ اَو فِى الاَْرْضِ يَأتِ بِهَا اللّهُ اِنَّ اللّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ; پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد و در دل سنگى يا در (گوشه اى) از آسمانها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مى آورد; خداوند دقيق و آگاه است!» (سوره لقمان، آيه 16).
و نيز مى فـرمايد: « وَ اِنْ تُبْدُوا ما فى اَنْفُسِكُمْ اَو تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللّهُ; اگر آنچه را در دل داريد آشكار كنيد يا پنهان نماييد، خداوند شما را بر طبق آن محاسبه مى كند.» (سوره بقره، آيه 284).
اين مسأله بقدرى مهم است كه يكى از نامهاى روز قيامت، «يوم الحساب» است: «اِنَّ الَّـذينَ يَضِلـُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّهِ لَهُـمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ; كسانـى كـه از راه خدا منحرف مى شوند، به خاطر فراموش كـردن روز حساب عـذاب شديدى دارنـد!» (سوره ص، آيه 26) مسأله حساب در قيامت بقدرى روشن و آشكار است كه انسان را در آنجا حسابرس خودش مى سازند، و به او گفته مى شود: «اِقْرَءْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً; (در آن روز به انسان گفته مى شود) نامه اعمالت را بخوان، كافى است كه امروز خود حسابگر خود باشى!» (سوره اسراء، آيه 14).
با اين حال و با توجّه به اين شرايط كه همه چيز در دنيا و آخرت داراى حساب است، چگونه انسان مى تواند از حساب خويش در اين جهان غافل بماند; او كه بايد فردا به حساب خود برسد چه بهتر كه در اين دنيا ناظر بر حساب خويش باشد; او كه مى داند همه چيز در اين جهان حساب و كتابى دارد چرا خود را از حساب و كتاب دور دارد؟! بنابراين، مجموعه آيات فوق و مانند آن اين پيام مهم را براى همه انسانها دارد كه هرگز محاسبه را فراموش نكنيد، و اگر مى خواهيد بار شما فردا سبك باشد، در اين جهان به حساب خويش برسيد، پيش از آن كه در آن جهان به حساب شما برسند.
در روايات اسلامى، مسأله از اين هم گسترده تر است; از جمله: 1 ـ درحديث معروف رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم:«حاسِبُوا اَنْفُسَكُمْ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبُوا وَ زِنُوها قَبْلَ اَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهّزُوا لِلْعَرْضِ الاَْكْبَرِ;خويشتن را محاسبه كنيد پيش از آن كه به حساب شما برسند و خويش را وزن كنيد قبل از آن كه شما را وزن كنند! (و ارزش خود را تعيين كنيد پيش از آن كه ارزش شما را تعيين نمايند) و آماده شويد براى عرضه بزرگ (روز قيامت)!»( بحارالانوار، جلد 67، صفحه 73)
2 ـ در حديث ديگر از همان حضرت خطاب به ابوذر مى خوانيم: « يا اَباذَرْ حاسِبْ نَفْسَكَ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبَ فاِنَّهُ اَهْوَنُ لِحِسابِكَ غَدَاً وَزِنْ نَفْسَكَ قَبْلَ اَنْ تُوزَنَ ...; اى ابوذر! به حساب خويش برس، پيش از آن كه به حساب تو برسند، چرا كه اين كار براى حساب فرداى قيامت تو آسانتر است، و خود را وزن كن پيش از آن كه تو را وزن كنند!»( امالى طوسى، (طبق نقل ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 619).)
اين موضوع به اندازه اى مهم است كه حتّى جمعى از بزرگان كتابهائى در موضوع «محاسبة النّفس» نوشته اند، از جمله محاسبة النّفس مرحوم سيّد بن طاووس حلّى (متوفّاى سنه 664 هـ . ق) و محاسبه النّفس مرحوم كفعى (از علماى قرن نهم هجرى) الذّريعه، جلد20.) در اينجا اشاره به چند نكته لازم به نظر مى رسد:
1 ـ در اين كه چگونه بايد نفس را «محاسبه» كرد و خويشتن را پاى حساب حاضر نمود و مورد باز خواست قرار داد; بهترين طريق همان است كه در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل شده كه بعد از نقل حديث پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) كه فرمود: «اَكْيَسُ الكَيِّسينَ مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ; عاقل ترين مردم كسى است كه به محاسبه خويش پردازد» مردى از آن حضرت پرسيد «يا اَميرَالْمُؤمِنينَ وَ كَيْفَ يُحاسِبُ الرَّجُلُ نَفْسَهَ; اى اميرمؤمنان! انسان چگونه نفس خويش را محاسبه كند؟»
امام ضمن بيان مشروحى چنين فرمود: «هنگامى كه صبح را به شام مى رساند، نفس خويش را مخاطب ساخته چنين گويد: اى نفس! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمى گردد،و خداوند از تو درباره آن سؤال مى كند كه در چه راه آن را سپرى كردى؟ چه عملى در آن انجام دادى؟ آيا به ياد خدا بودى، و حمد او را به جا آوردى؟ آيا حق برادر مؤمن را ادا كردى؟ آيا غم و اندوهى از دل او زدودى؟ و در غياب او زن و فرزندش را حفظ كردى؟ آيا حقّ بازماندگانش را بعد از مرگ او ادا كردى؟ آيا با استفاده از آبروى خويش، جلو غيبت برادر مؤمن را گرفتى؟ آيا مسلمانى را يارى نمودى؟ راستى چه كار (مثبتى) امروز انجام دادى؟!
سپس آنچه را كه انجام داده به ياد مى آورد، اگر به خاطرش آمد كه عمل خيرى از او سر زده، حمد خداوند متعال و تكبير او را به خاطر توفيقى كه به او عنايت كرده به جا مى آورد، و اگر معصيت و تقصيرى به خاطرش آمد، از خداوند متعال آمرزش مى طلبد و تصميم برترك آن در آينده مى گيرد، و آثار آن را از نفس خويش با تجديد صلوات بر محمّد و آل پاكش، و عرضه بيعت با اميرمؤمنان(عليه السلام) برخويشتن و قبول آن و اعاده لعن بر دشمنان و مانعان از حقوقش، محو مى كند; هنگامى كه اين محاسبه (جامع و كامل) را انجام داد، خداوند مى فرمايد: «من به خاطر دوستى تو با دوستانم و دشمنيت با دشمنانم (و محاسبه جامعى كه با نفس خويش داشتى) در مورد گناهانت به تو سختگيرى نمى كنم و تو را مشمول عفو خود خواهم ساخت!»(1) آرى اين است بهترين طرز محاسبه نفس!
براي مطالعه بيشتر: ر ك،
اخلاق در قرآن ، ناصر مكارم شيرازي، ص 246.
چهل حديث حضرت امام خميني (ره) ذيل حديث اول .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.