راندا برن و آموزه‌های اسلامی

بسیاری از مطالبی که راندا برن و قانون جذب به آن می‌پردازند، توسط پیامبر(ص) و ائمه(ع) در آموزه‌های دینی ما بیان شده است. به طور مثال، حضرت علی (ع) می فرمایند که وسعت دنیای هرکس به اندازه فکر اوست و یا پیغمبراکرم(ص)میفرماید: فکر کردن به فقر، فقر می‌آورد و فکر کردن به ثروت، ثروت می‌آورد که تمام نوشته‌های خانم برن حول همین محور است.

raz_0.jpgبرای بررسی رابطه اندیشه‌های راندا برن و آموزه‌های اسلامی، باید به دو مطلب پرداخته شود.

برای بررسی رابطه اندیشه‌های راندا برن و آموزه‌های اسلامی، باید به دو مطلب پرداخته شود.
قبل از ورود به بحث باید گفت، اولا صرف مشابهت میان اندیشه‌های بعضی افراد و مکاتب فکری با اسلام، دلیل بر تطبیق کامل و درستی تمام مطالب آنان نمی‌باشد. اینکه برخی از گزاره‌های مطرح در این نظریّه، در متون دینی نیز وجود دارد، به معنی تطابق این نظریّه با عقائد اسلامی نیست. اسلام با هر مکتب فکری دیگری مثل مارکسیسم یا لیبرالیسم هم در برخی گزاره ها ممکن است اشتراک ظاهری داشته باشد؛ امّا باید توجّه داشت که یک مکتب یا نظریّه، تنها مشتی گزاره نیست بلکه یک چهارچوب به هم پیوسته است که گزاره‌ها بخشی از مصالح آن هستند.
ثانیا، برای قانون جذب، تقریرها و بیان‌های گوناگونی وجود دارد که بعضی از آنها در آموزه‌های اسلامی مورد توجه و تاکید قرار گرفته است که از جمله آن، داشتن تفکر مثبت، تلقین، تمرین و مداومت در انجام کاری برای رسیدن به آن، می‌باشد.
الف) اگر شما هدفي را در نظر گرفته و مدام به آن فکر کنيد در مغز شما شبکه هاي عصبي خاصي براي رسيدن به آن هدف ايجاد خواهد شد و باعث خواهد شد که شما به راحتي به آن هدف نائل شويد مثل بندبازي که با تمرين و مداومت مغز خود را عادت مي دهد تا تعادل او را بر روي طناب بندبازي، حفظ کند. در اين که مغز چنين قابليتي دارد از نظر زيست شناسي هيچ شکي نيست ولي گاه در روانشناسي موفقيت روي اين مطلب اغراق مي شود.
ب) اگر شما هدفي را انتخاب و آن را مشغله ذهني خود قرار دهيد اين هدف در ذهن ناخودآگاه شما جاي خواهد گرفت و ضمير ناخودآگاه شما تمام قواي وجود شما را از جمله ذهن خودآگاهتان را براي رسيدن به آن هدف به کار خواهد گرفت. اين مطلب نيز در روانشناسي کلاسيک به اثبات رسيده است لکن باز در روانشناسي موفقيت در مورد آن اغراق مي شود.
بيان اول در واقع همان اصل تمرين و تداوم است و بيان دوم نيز همان اصل تقلين است و شايد بتوان هر دوي اينها را يکي تلقي کرد يا حداقل آنها را مکمل و معين هم دانست. در اسلام به اصل استمرار فکر و عمل و اصل تلقين اهميت بسزايي داده شده است. بقدري که مي توان گفت اکثر قريب اتفاق احکام و اخلاق اسلام از اين رو وسيله تربيتي مدد جسته اند. امام علي(ع) مي فرمايند: «قليل تدوم ارجي من کثير مملول منه»(نهج البلاغه حکمت 278)؛ کمي که آن را ادامه دهي اميدوار کننده‌تر است از زيادي که خسته کننده باشد» و باز فرموده اند: « اگر حليم و بردبار نيستي خود را به بردباري بزن زیرا كم است كسی كه خود را شبیه به افرادی می كند مگر آنكه امید است از آنان شود. ( از آنها نشود).»(نهج البلاغه حکمت207) يعني اگر هدف شما حليم شدن باشد با تشبه مداوم به اهل حلم مغز و روان شما در مسير حليم شدن تغيير مي‌کند. و باز مي فرمايند: « هر کسي مصيبت‌هاي کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصائب بزرگ گرفتار مي کند.»(نهج البلاغه حکمت 457). يعني سنت خدا اين است که افراد منفي باف که يک حادثه منفي جزئي را بزرگ مي بينند دچار همان حادثه بزرگ بشوند و باز فرمودند: « کسي که چيزي را طلب کند به کل آن يا به قسمتي از آن مي‌رسد.»(نهج البلاغه حکمت393) باز فرمودند: « کسي از شما نگويد که ديگري به کار خير کردن از من سزوارتر است که به خدا سوگند همين طور خواهد شد.»(نهج البلاغه حکمت 422) و باز فرمودند: « تفأّل بالخير تنجح»(غرر الحکمو درر الحکم حديث1858)؛ فال خير بزن تا پيروز شوي.
در بسياري از احکام عبادي و غيرعبادي اسلام به استمرار و تلقين توجه خاص شده است که نمونه بارز آن نماز است. در نماز علاوه از اين که تکرار و استمرار وجود دارد تلقين نيز وجود دارد. به شرط آنکه آن را با توجه اقامه کند. حتي در نماز هدف گزاري نيز موجود است همچنين مدل سازي که همه اينها امروزه در روانشناسي موفقيت مورد توجه است. در اخلاق اسلامي روي مشارطه، مراقبه و محاسبه تأکيد فراواني وجود دارد. اگر اين متد تربيتي تشريح شود به جرأت مي‌توان ادعا کرد که اکثر فرمولهاي روانشناسي موفقيت را در خود دارد.
ج) اما آن تقریری که با آموزه‌های اسلام سازگاری ندارد و در فرضیه راز بر آن تکیه می‌شود «قدرت خداگونه ذهن» یا همان « تجسم » است. در حالی که تئوری راز در مورد سایر استعدادهای بشری ساکت مانده، معتقد است که ذهن انسان قادر است بر پدیده‌های خارجِ از وجود انسان، اثر بگذارد و امور بیرون از وجود آدمی را به سودی وی تغییر دهد؛ بدین معنا که ادعای این تئوری تاثیرگذاری افکار بر امور خارج از وجود انسان است و نه تاثیرگذاری بر روان و درون انسان ( که در روایات نیز به آن اشاره شده است)؛ به این صورت که انسان می‌تواند با استفاده ازنیروی خلاق ذهن بر امور بیرون از جسم، تصرف کند. البته آنها صرفا معتقدند به تاثیرپذیری از امور خارجی از فکر و ذهن نیستند، بلکه از خالقیت ذهن و خلق و آفرینش ذهن صحبت می‌کنند و مدعی‌اند ذهن انسان هر چه را – مثبت یا منفی- تجسم نماید، به صورت یقینی و قطعی در عالم خارج به وقوع می‌پیوند و در واقع رابطه میان ذهن و امور تجسم شده را، رابطه علت تامه نسبت به معلولش می‌دانند که قطعا تحقق پیدا می‌کند. در کنار این، معتقدند که قدرت خداگونه ذهن نه از جهان بینی انسان‌ها تاثیر می‌پذیرد و نه از عمل انسان‌ها. به عبارت دیگر، تقوا و پرهیزگاری افراد و نظام باورها و اعتقادات انسان‌ها، تاثیر منفی یا مثبت بر ذهن ندارد و صرف « همراه داشتن تصویر» و تجسم آن، باعث جذبِ خواسته‌ها می‌شود.
بنابراین نباید تصور شود که منظور از قانون جذب، فقط مثبت اندیشی، تلقین، خوش بینی، حمل بر صحت و اموری از این قبیل است که بعضا در روایات به آن پرداخته شده است که به تعدادی از آنها اشاره شد و حتی به زیبایی امام علی(ع) در خطبه 31 نهج البلاغه به این مطلب می‌پردازد.
اما از افرادی که مدعی هستند که فرضیه راز ( به معنای خالق بودن ذهن در امور خارج) در آموزه‌های اسلام نیز به آن تصریح شده است، باید پرسید اگر ذهن در رسیدن به مطلوب و خواسته خود اینقدر معجزه آسا عمل می‌کند، جایگاه دیگر مفاهیم معنوی مرتبط مثل دعا، توکل، توسل، واجبات، محرمات، قناعت و ده‌ها آموزه‌ دینی دیگر در این فرضیه کجاست. آیا قدرت تجسم توسط ذهن در عرض دعا است یا در طول آن؟!

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.