خداباوری در عرفان سای بابا

آیا در عرفان‌های شرقی همچون سای بابا و یا سایر مکاتب نوظهور غربی، خداوند به طور کامل انکار گشته است و معنویتی منهای خداوند ارائه می‌کنند؟

برخلاف آنچه اغلب بیان می‌شود که عرفان‌های نو ظهور، عرفان‌های منهای خدا هستند؛ باید گفت که این ادعا بیشتر با مکاتب دینی ـ عرفانی طبیعت گرایانه موافق است. همانند ادیان ابتدایی و برخی از عرفان‌های آفریقایی و آمریکای جنوبی (عرفان کارلوس کاستاندا).
بنابراین در حالی که در عموم عرفان‌های نو ظهور – سکولار - به وجود خداوند اعتراف شده، لکن مسئله بر سر میزان اعتبار، اهمییت و قدرت تصرف در امور شخص سالک است. در عرفان ساتیا سای بابا، موضوع خدا باوری کم اهمیت جلوه می‌کند؛ خداوند در روند تغیرات زندگی انسان نقش کم‌رنگی را اجرا می‌کند. چنانچه هر اندازه الوهیت در عرفان‌های توحیدی بالاخص عرفان اسلامی پراهمیت است در عرفان‌های سکولار کم اهمیت و بی ارزش.
سای بابا در قسمت دستورات عملی هیچگاه هدف و قصد انجام اعمال را توجه به خدا اعلام نمی‌دارد و در بعد عملی هیچ اشاره ای به خدا نمی‌کند.
چنین موضع گیرهایی که در عرفان سای بابا و به طور کلی در همه عرفان‌های سکولار به آن اشاره می‌شود بیشتر متاثر از اومانیسم غربی و مکاتب فلسفی همچون اگزیستانسیالیسم رونق می‌گیرند، هر چند نقش فراگیری نیهیلیسم دنیای غرب، که در اواخر قرن نوزده و بعد از مکتب فلسفی نیچه شکل می‌گیرد بر عرفان های سکولار حائز اهمیت است.

نوشته شده توسط: محمد حسین کیانی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.