حلول کالبد ذهنی در عرفان حلقه!

سوال: این که در عرفان حلقه آمده کالبد ذهنی به عالم دنیا برمیگردد، چرا آنرا رد میکنید در حالیکه بنا به باور شیعیان امامان معصوم هم میتوانند به دنیا برگردند و شفا دهند؟

پاسخ:
دقت شود که آنچه توسط امامان انجام میشود، حتی برگشت ارواح امامان به این عالم هم نیست چه برسد به حلول روح امام در کالبد دیگران. آنچه باعث شفای دیگران میشود، حلول روح امامان در کالبد دیگران نیست و حتی اتحاد روح امامان با کالبد افراد زنده هم نیست. اشکال عرفان حلقه دقیقا در همین نکته است که هم مرض را ناشی از حلول میداند و هم شفا و بهبودی را به جدایی کالبد ذهنی نسبت میدهد. به عبارت دیگر اسلام چون حلول را محال میداند هیچ کدام از لوازمش را نمی پذیرد. یعنی نه میپذیرد که مرض مترادف با حلول است و نه میپذیرد که معنای شفا دادن امام معصوم، حلول روح امام در کالبد فرد مریض باشد.
ناگفته نماند که بعضی از قدرتهایی که در اسلام به ارواح مردگان نسبت داده شده، چون رهبر عرفان حلقه خوب آن را نفهمیده، به گونه دیگری آن را توضیح کرده و هم ارتباط آن را با شفا و بهبودی به صورت وارونه تحلیل کرده است. مثلا در روایات وارد شده که ارواح مومنین در عالم برزح دستشان بازتر از دنیاست و میتوانند گره از کار مومنینی که در عالم ماده بسر میبرند باز کنند. آیا معنایش این است که آنها برمیگردند و در کالبد انسان مومنی که در قید حیات است حلول کرده و مشکلش را حل میکنند؟ هر کدام روحی جدا دارند نه لازم است که روح مرده را حلول یافته تلقی کنیم تا بتواند تاثیر بگذارد و نه لازم است روح فرد زنده را پذیرای حلول بدانیم تا بتوانیم رفع مشکل را به او نسبت دهیم. خلاصه این که این فرایند هیچ گونه ارتباطی نه با حلول دارد و نه با کالبد ذهنی.
مراد این است که عالم برزخ چون محدودیت های عالم ماده را ندارد، ابزارهایی در اختیار مومنین درعالم برزخ است که سریعتر قفل های عالم ماده را باز میکند. اصلا لازم نیست بپذیریم که روح مومن به دنیا میگردد، په برسد به این که لازم باشد بپذیریم روحش در کالبد فرد زنده حلول میکند. روح مومنین در برزخ بدون این که بخواهند به عالم ماده برگردند بدون این که نیازی به تسخیرکالبدی داشته باشند اشرافی به این عالم دارند و ابزارهایی هم که در اختیار دارند ابزارهای مادی نیست تا لازم باشد در این دنیا کالبدی را استخدام نموده و از این طریق کار خود را پیش ببرند. باز هم میبینید که عرفان حلقه در این جا هم مرتکب یک مغالطه شده است و معتقد شده که کالبد ذهنی اگر بخواهد به این عالم برگردد باید حتما در کالبد جدیدی وارد شود تا بتواند تأثیر گذار باشد. شما میدانید که این باور همان اعتقاد شیطان پرستان در باب شیطان است. شیطان پرستان میگویند که اگر شیطان بخواهد قدرت تصرف در رویدادهای عالم طبیعت را پیدا کند باید در کالبد آدمی حلول کند مثلا در کالبد یک زن و یا در کالبد یک بچه تا بتواند قوای خویش را بکار گیرد. یعنی شیطان تا کالبد جدیدی را به تسخیر خویش درنیاورد نمیتواند در دیگران اثر بگذارد. جالب این که در عرفان حلقه از واژه حلول هم استفاده نشده بلکه از واژه تسخیر استفاده شده که همان کلید واژه پرکاربرد در قاموس شیطان‌پرستی است که البته تسخیر از حلول پیشرفته تر و جبرگرایانه تر است. چون ممکن است حلول اتفاق بیفتد اما روح حلول یافته خاصیت و هویت روحِ حلول پذیر را بپذیرد و در نتیجه روحی که پذیرای حلول است در حقیقت از شخصیت قبلی خودش جدا نشده است، بلکه روح جدید را در خودش هضم کرده و به تابعیت خویش درآورده است. اما در عرفان حلقه ادعا شده که کالبدی که پذیرای حلول است تسخیر شده اند و کالبد ذهنی، کالبد جدید را به تسخیر خودش درمی آورد و حتی گرایش های خودش را به کالبد جدید تحمیل میکند و این در حقیقت «انقلاب ماهوی» در کالبدی است که یک موجود غیر ارگانیک را در خودش جای داده است. در متون عرفان حلقه صراحتا آمده است:
« کالبد ذهنی برای تسخیر فردی را انتخاب میکند که فصل مشترک و علایق مشترکی با او دارد. انتخاب افرادی که تسخیر میشوند با خود اوست.. وقتی کالبد ذهنی کسی را تسخیر کند علائق قدیمی خود را برای فرد تسخیر شده بازسازی میکند و فرد تسخیر شونده کارها و حرفها و رفتارهای همان مرحوم را پیدا میکند.» (تشعشع دفاعی،متن آموزش مجازی عرفان حلقه، ص 44)
در متن بالا بماند که فرد تسخیر شونده هیچ اختیاری ندارد و بالتبع در مقابل اعمالی که از او سر میزند مسئولیتی ندارد و در نتیجه مجازات اخروی او هم ظالمانه است، اما آنچه سوال برانگیزتر است همان «قلب شخصیت» است که برای فرد تسخیر شونده رخ میدهد.
چنین استحاله وجودی در هیچ مکتبی پذیرفته نشده است. حتی در تناسخ شرقی، این میزان از انقلاب و دگرگونی را نمی پذیرند و روحی که در کالبدی نفوذ میکند را محدود به همان حلول ابتدایی که در هنگام کودکی و جنینی اتفاق می افتد میدانند.
حمزه شریفی دوست
منابع: کاوشی در معنویت های نوظهور، حمزه شریفی دوست. نشر معارف، 1392.
موجودات غیر ارگانیک، محمدعلی طاهری، ارمنستان، 1388.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.