جامعه ی در حال رشد و پیشرفت و تعالی

جامعه ی در حال رشد و پیشرفت و تعالی

از جنبه ی عمومی در کشورهای اسلامی به خصوص در کشور ما شیعه ها، اگر می خواهید ببینید جامعه ی ما یک جامعه ی در حال رشد و پیشرفت و تعالی است، باید برویم این گونه از ظرفیت هائی را که نام بردیم، ببینیم در چه اندازه در حدّ افاده و استفاده است.
اصلاً مساجد ما چه مقدار آباد است؟
آیا مساجد در حدّی هست که شبانه روز در آن نماز جماعت برقرارشود و مردم هم با اشتها به این نماز جماعت حاضر می شوند و در طول هفته هم از امام جماعت روستا، منطقه، شهر و کوچه شان استفاده علمی دارند یا ندارند؟
اگر این میزان و معیارها ؛ مساجد، نماز جماعت ها و درس و بحث در خدمت ائمّه ی جماعات و جمعه در طول هفته در هر منطقه ای برقرار باشد و اگر این ها واقعاً در اجتماع ما هست معلوم می شود که جامعه در حال تعالی است یا آن منطقه در حال رشد است.
فلذا هر کجا که رفتیم، وقتی ببینیم در مسجد آن جا نماز جماعت هست، مردم حاضرند و با یک شوق و اشتیاقی به نماز جماعت می آیند و در محضر امام جماعت اند و آقا را صرفاً برای استخاره شان نمی خواهند و از آقا سؤالات شرعی دارند، از آقا مسائل اخلاقی می شنوند، با آقا در طول هفته کلاس دارند، بحث و درس دارند ؛
اگر این ها برقرار است، « به تعبیر استاد ما ؛ مساجد، کلاس اَکابر است. »

اگر در هر منطقه ای این کلاس اکابر برقرار است معلوم است آن جا در حال رشد است و بالا می آید.
آن جا وقتی جوانان یک منطقه با یک امام جماعتی تشرّف دارند، وقتی خدمتش درس و بحث داشته باشند، خداوند هم به آن امام جماعت برای این که مستمع و شنونده های عاشق و تشنه ای دارد، چیزهائی را در فهم آیات و روایات به جان او إلقا می کند که خود آن امام جماعت باورش نمی آید و متوجّه نمی شود که این ها از کجا به دستش آمده است.

در هنگام صحبت کردن گاهی می بینید به یک گوینده ای این قدر حقائق می دهند معلوم می شود شنونده های او در صدد فهم حقائق اند و لذا گوینده را غرور نباید بگیرد، باید متوجّه باشد که تشنگی شنونده های او باعث شد خداوند متعال برای او حفظ آبرو کرده و یک چیزهائی در ذهن او گذاشته و او را واسطه قرار داده است.
این نعمتها و رزقی است که می بایست به گوش شنونده می رسید و از طریق این بلندگو، میکروفن و دهان گوینده به جان آن ها می رسد.

امّا وقتی از دور بگوئیم مساجد ما که به در نمی خورد، یک چهار تا پیرمرد آن جا نشستند،آخوند های ما مخصوص پیرمردها شده اند، چهار تا پیرزن و پیرمرد آن جا نشسته اند، ما چرا برویم آن جا، جای ما نیست؛
(( این نشان می دهد که تشنه نیستی ؛ تشنه نیستی ؛ قربانت بروم تشنه نیستی ؛ اگر تشنه باشی مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد ؛ تشنه نیستید شما. ))

نخیر ؛ این حرف را بنده قبول ندارم، این نقص به یک تعبیری به امام جماعت یا به روحانی منطقه بر نمی گیرد، چون یک روحانی دست از تحصیلات و ادامه تحصیل برداشت و آمد در فلان روستا و این بنده ی خدا آمد خودش را وقف کرد و آمد به مردم آن منطقه بگوید : که آقا من برای سیراب کردن دل ها و جان های شما آمده ام ؛ بعد ما می گوئیم : بابا ولش کن، کی حوصله دارد.

« تشنه نیستی » !!!

اگر به محضر او بروید، خداوند به آن روحانی افاضه هائی می کند و جان او مجرای فیض الهی برای رساندن آن چه که قابلیت خواهان و طالبین است می شود.
(( طالب، مطلوب را می آورد. ))

متن بیانات استاد صمدی آملی

برگرفته از پایگاه : azha.blogfa.com

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.