تكنولوژي خرافه

(تأملي در مباني تكنولوژي فكر )

جنبش هاي نوپديد معنوي چندي است كه به يكي از چالش هاي جامعه ديني معاصر تبديل شده و با ادعاي ارائه معنويت جديد منطبق با آموزه هاي غربي و فلسفه اومانيستي و دنياگرايي ، تهديدي اساسي براي دينداري جامعه به حساب مي آيند . اين جنبش ها با اينكه اكثراً شاخصه هاي مشتركي دارند ولي با عناوين مختلف در سراسر دنيا در حال فعاليت هستند.

يكي از اين جرياناتي كه شاخصه هاي جنبش هاي معنوي نوپديد را مي توان در آن مشاهده كرد« تكنولوژي فكر» مي باشد كه از جانب مؤسسش به عنوان يك مكتب عرفاني معرفي گرديده و مدتي است با برگزاري سمينارها و نشر كتاب ها و سي دي ها به تبليغ آموزه هاي خويش مي پردازد . «تكنولوژي فكر به عنوان سيستم خودشكوفايي و نظامي تحول آفرين ، پيام آور سفري است عرفاني كه مبدأ آن خود شما هستيد و مقصد خداوند رحيم رحمن »( كتاب تكنولوژي فكر 2 ص 35)

البته اين مكتب به اصطلاح عرفاني برگرفته از متون ديني نمي باشد بلكه بنا به گفته مؤسس اين تفكر ، عرفاني وارداتي است كه براي كسب مقبوليت رنگ و بوي ديني و قرآني به خود مي گيرد. «شايد اگر در اين لحظه فرود در فرودگاه لوس آنجلس كه مقصد پرواز ما بود كسي از من سؤال مي كرد كه چرا به آمريكا آمده اي ؟ در جواب مي گفتم آمده ام تا ببينم كه ماجراي بيانديشيد و ثروتمند شويد چيست؟ماجراي بيانديشيد و دانشمند شويد چيست؟ ماجراي بيانديشيد و با تقوا و معنويت شويد چيست؟ ماجراي بيانديشيد و به همه دستاوردهاي زيباي يك زندگي برسيد چيست؟ و ماجراي بيانديشيد و به خدا برسيد چيست؟ و خلاصه ماجراي تكنولوژي فكر چيست؟»[1] وي سعادت گمشده خويش را در آمريكا جستجو مي كند و معنويت سكولار غربي را به عنوان تحفه اي براي مردم ايران هديه مي كند و با فخرفروشي ثروت خويش به مردم ايران ، در صدد است مدينه فاضله اي را كه سعادت دنيا و آخرت را مي تواند تأمين كند ، در غرب و آموزه هاي غربي محدود مي كند.

با اندك تأملي در آموزه هاي مطرح شده در تكنولوژي فكر ، مي توان آن را کاملا منطبق بر آموزه های مؤسسه تفکر نوین جهانی در آمریکا مشاهده كرد . این مؤسسه كه به طور گسترده در جهان فعالیت می کند از طریق نشر کتاب، مجلات تولید فیلم و فرستادن اساتیدی به سراسر جهان با عنوان «پیامبران عصر جدید» آموزه هاي خويش را نشر مي كنند.

اصول اساسی این رویکرد، تأکید بر نیروی کیهانی، اهمیت نیروهای درون که از راه پیوند با نیروهای کیهانی می تواند بر جهان حکومت کند. این نگرش کاملا انسان محور است و سعادت را امري دنیوی تعریف می کند. هدف از تعالیم تفکر نوین جهانی در آمریکا و سراسر جهان تثبیت ارزش های دنیوی، سرمایه داری، مصرف گرایی، لذت طلبی و احساس زندگی خوش به نام عرفان است.

پیامبران عصر جدید یا فرستادگان مؤسسه تفکر نوین جهانی از آمریکا به سراسر جهان می کوشند خود را منجی، رهبر معنوی و الهام بخش و آثارشان را رقیب کتب آسمانی و به عنوان کتابی انسان ساز، تحول آفرین و سعادت بخش معرفی کنند.

« ای عزیزی که اینک این کتاب سر نوشت ساز را بدست گرفته ای تا آن را مطالعه کنی، آگاه باش که این کتاب با سایر کتابهایی که تا کنون خوانده ای فرق دارد .این کتاب یک کتاب نیست. این مجموعه دستورالعمل های سرنوشت سازی است که در واقع از راز قدرت انسان که توسط خدای رحمان با دنیایی از عشق آفریده شده است پرده بر می دارد. این کتاب یک مجموعه خود شناسی است که در نهایت خداشناسی است. این کتاب از تو یک بنده شایسته می سازد و ایمان تو را نسبت به خدای رحمان و کل کاینات مستحکم می کند. این کتاب معراج را برای تو محقق می سازد تا از خود به خدا برسی و در آسمانها و کهکشان ها انوار خدا را ببینی و به عظمت خویش پی ببری تا احساس زیبایی از خودت بدست آوری و به دنیایی از اعتماد به نفس و خود باوری برسی. این کتاب زندگی تو را تغییر می دهد زیرا که به تو یاد می دهد که چگونه کتاب زندگیت را بنویسی و از آن یک شاهکار بسازی.این کتاب هم دنیای تو را زیبا می کند و هم آخرت تو را . تو با این کتاب بهشت خدا را ابتدا در این دنیا برای خود می سازی و بعد در سرای دیگر. این کتاب را بسیار عزیز بشمار و بارها و بارها آن را بخوان تا هر بار رمز و راز جدیدی در دنیای خود کشف کنی». اين سخنان بخشي از تمجيدهاي نگارنده درباره آموزه ها و كتابش مي باشد كه فقط شايسته كتب آسماني مي باشد

جناب آقای آزمندیان اگر چه کوشیده است چهره ای اسلامی برای مطالب خود ارائه دهد اما ساختار فاسد مطالب تغییری نکرده اتفاقا این اسلام نمایی مباحث سکولار و سرمایه داری دقیقاً اسلامی آمریکایی را عرضه می کند که فریبندگی و گمراهی آن پوشیده می شود و افراد متدین را به خود جذب کرده و به تدریج به انحراف می کشد.

تفکر نوین جهانی معنای سعادت را در خوشبختی و رضایت از زندگی می داند که آن را با شاخص های دنیوی تبیین می کند و می گوید:«خوشبختی احساس رضایت ماست از زندگی». (تکنولوژی فکر 2. ص 26 و121)

«خوشبختي نه به گذشته مربوط است ، و نه به آينده ، بلكه خوشبختي احساسي است به همراه نفس كشيدن انسان كه دقيقا در لحظه حال اتفاق مي افتد . لذا عارفان لحظه ها را در مي يابند و هميشه خوشبخت اند . آن ها هيچ گاه جاهلانه انتظار نمي كشند كه روزي در آينده با رسيدن به هدف و يا دستاوردي لذت ببرند» ( تكنولوژي فكر 2 ص 26 )

با توجه به اين سخنان ، هدف دين كه تأمين سعادت بشري مي باشد سعادت را نه در احساس لذت شخصي و دنيوي بلكه بينش آخرت نگرشانه به انسان مي دهد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: السَّعيدُ مَن اِختارَ باقيَةً يَدُومُ نَعِيمُها على فانِيَةٍ لا يَنفَدُ عَذابُها ، و قَدَّمَ لما يَقْدَمُ علَيهِ مِمّا هُو في يَدَيهِ قَبلَ أن يُخَلِّفَهُ لِمَن يَسعَدُ بِإنفاقِهِ و قَد شَقِيَ هو بِجَمعِهِ خوشبخت، كسى است كه سراى باقى را كه نعمتش پايدار است بر سراىِ فانى كه عذابش بى پايان است برگزيند و از آنچه در اختيار دارد براى سرايى كه بدان جاى رود پيش فرستد ، قبل از آن كه آنها را براى كسى گذارد كه وى با انفاقِ آن خوشبخت مى شود، ولى خودِ او، با گرد آوردن آن [داراييها اكنون ]بدبخت شده است .

بنابرآموزه تكنولوژي فكر در مورد سعادت ، فلسفه بعثت انبيا و ارسال رسل بيهوده خواهد بود چون ايشان با برنامه دين مي خواهند انسان رابه سعادت برسانند سعادتي كه در گرو ايمان وعمل نيكو مي باشد ايماني كه برپايه يقين استوار باشد و عملي كه منطبق با دين باشد

و بايد توجه داشت خوشبختي نه با احساس رضايت ما از زندگي تأمين مي شود چون رضايت آدمي در تبعيت از هواي نفس وي مي باشد بلكه در گرو تأمين رضايت الهي است كه آن هم نه با آسودگي و راحت طلبي بلكه نياز به مجاهده با نفس و صبر مي باشد

امام على عليه السلام مي فرمايد : هركه نفس خود را در راه اصلاح آن به رنج افكند ، خوشبخت شود و هركه آن را با لذّتهايش وا گذارد ، بدبخت گردد و [از درگاه حق ]دور شود[2] .

همچنين در جاي ديگر مي فرمايند: خوش بخت ترين مردم، كسى است كه لذّت گذرا را به خاطر لذّت ماندگار ترك كند[3] .

دين عصر جديد از طريق مبلغانشان با القاء برخي تلقينات انسان هارا در فضاي مجازي سير ميدهند و از حقيقت زندگي و واقع بيني در زندگي دور مي كنند . و بر اساس آمال پروري و خيال پردازي انسان را از غايت زندگي دور مي كنند . جنس آموزه ها در اين تفكر از نوع تلقين احساس مي باشد بر خلاف آموزه هاي ديني كه بينشي واقع بينانه به زندگي را در انسان ايجاد مي كند چنانكه حقيقت خوشبختي نه در حد يك احساس بلكه واقعيتي فراتر از يك حس مي باشد.

امام على عليه السلام مي فرمايند: خوشبختى حقيقى اين است كه كار انسان به خوشبختى بينجامد و بدبختى حقيقى اين است كه [فرجام ]كار آدمى به بدبختى ختم شود[4] .

در اين تعاليم ، منظور از سعادت نه سعادت اخروي بلكه سعادتي اين دنيايي مي باشد بر همين اساس در اين تفكر نبايد به مرگ و آخرت فكر كرد كه موجب افسردگي مي شود.

آري نشانه خوشبختي در آموزه هاي ديني نه در ترك ياد مرگ ، بلكه در ترك آرزوهاي طولاني است.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مي فرمايند: هرگاه كسى استحقاق دوستى خداوند و خوشبختى را بيابد ، مرگ در برابر چشمان او آيد و آرزو، پشت سرش رود و هرگاه مستحقّ دوستى شيطان و بدبختى شود ، آرزو، پيش چشمش آيد و مرگ، پشت سرش قرار گيرد[5] .

بر این اساس تكنولوژي فكر مأموریت انسان در زندگی را نه الاهی و ابدی و معطوف به آخرت و معاد بلکه صرفا دنیوی و آن هم نه تزکیه و عبودیت بلکه لذت و خوشی در دنیا ترسیم می کند. «مأموریت تو این است که بهشتی برای خود در این دنیا بسازی بهشتی مستقل در متن این جهان و در راستای قانونمندی های آن... آن نقطه غایی و آن دستاورد نهایی که باز گو کننده همت تو بی وقفه تو در دستیابی به کمال است، چیزی نیست جز همان بهشتی که باید در این دنیا بسازی.» (تكنولوژي فكر2.ص217)

با اندك تأملي در سخنان مؤلف كتاب تكنولوژي فكر ، این تفکر به علت خواستگاه غربي آن و بر اساس تحریف های کتاب مقدس معتقد است که آدم و حوا از درخت آگاهی خوردند و با این راهنمایی شیطان به خود آگاهی رسیدند و این گناه و نافرمانی افق های تازه ای را به روی انسان گشود و امروز هم رسیدن به خودآگاهی و تکیه بر این نیروی فکر و شناخت است که می تواند انسان را به سعادت برساند.

«آدمی چون با وسوسۀ شیطان میوه ممنوعه را چید، ناگهان خطر سقوط در وادی غفلت ها را حس کرد و با قهر خدا لحظه ای به خود هوشیاری رسید ... و این اولین درس خودآگاهی انسان بود که نگاهش را وسعتی دیگر بخشید و افق های تازه ای را فراروی وی گشود.» (تكنولوژي فكر2.ص48)

در این تفکر خدای خالق هستی رنگ می بازد و همه چیز به نفس و درون انسان خلاصه می شود و دعا کردن و تضرع در برابر خداوند بزرگ جای خود را به عبارات تأکیدی و تلقین به نفس برای استفاده از نیروهای درونی می دهد.

«آن گاه که تو دست به دعا بر می آری زیباترین، عمیق ترین، متعالی ترین، و مثبت ترین جملات تأکیدی بر زبان تو جاری می شود.» (تكنولوژي فكر2.ص152)

این تفکرمی کوشد که با تأکید بر معنویت، درونگرایی، نگرش مثبت و ... نظر مردم جهان را از توجه به ظلم ها و ستم ها و مفاسد و کشتارهای گسترده در جهان منصرف کند و به تخیلات زیبا معطوف سازد. (مراجعه به :تكنولوژي فكر1.ص86) و با تأکید بر اینکه بهشت را باید با افکار و اندیشه های زیبا در این دنیا بسازیم از اندیشیدن به بدی ها و مردم را از مبارزه با آنها باز می دارد. «تکنولوژی فکر سیستم علمی و جدیدی است که انسان از طریق آن به دنیای مطلوب خود می رسد و دریچه ای به سوی بهشت بر خود می گشاید. این بهشت که جلوه ای از بهشت موعود است، در این دنیا واقع شده و همه زیبایی های آن حاصل اندیشه های درستی است که این تکنولوژی برای او پدید می آورد.» (تكنولوژي فكر1.ص9)

تفکر نوین جهانی با آمیختن آموزه های مختلف ادیان و برخی از یافته های علمی و حدس ها و فرضیات اثبات نشده علمی، نظیر شعورمندی عالم بر اساس فیزیک مابعد از کوانتوم، جهان های موازی و ... جنبش های عرفانی جدیدی را ایجاد کرده است. تعالیم تکنولوژی فکر در واقع یک عرفان کاذب و جنبش معنوی نوپدید است که بر اساس مبانی التقاطی طراحی شده است.بر همين اساس جلد دوم كتاب تكنولوژي فكر را بر اساس تعين مسير كمال نوشته است . مؤلف كتاب در تعریف تکنولوژی فکر می نویسد: «این مباحث نوین، که بگونه ای عرفان مدرن است و در واقع آمیزه ای از علم و تکنولوژی و مباحث اعتقادی و عرفانی است.» (تكنولوژي فكر2.ص11)

از همين رو خدا در اين عرفان ، وجود خدا كم رنگ گرديده و جاي خود را به كائنات مي دهد « منظور از كائنات ، موجودات ، مخلوقات و ممكنات است . هوش بي كران و خرد لايتناهي آفرينش ، در كائنات جاري است اگر با شعور موجود در كائنات ارتباط برقرار كني ، هر آنچه بخواهي روي خواهد داد و هر آنچه امر كني ، اتفاق خواهد افتاد ( تكنولوژي فكر 2 ص 131)

در این عرفان ها شخص بدون آموزش و تأکید و بر اصول اخلاقی و تزکیه و تربیت نفس و عبودیت و بندگی افراد از راه نرسیده به خود تلقین می کنند که ثروتمند هستند، بهترین بنده خدا هستند و معراج می روند و در مسیر کمال گام بر می دارند.

«من به عنوان عبدی صالح و بنده ای شایسته زندگی در مسیر کمال را آغاز کرده ام. اندیشۀ من، نردبان معراج من است. اندیشه های مثبت و هدفمند من معراج مرا رقم می زند و من با خلق افکار مثبت و روحیه آفرین در کاینات انرژی می آفرینم و با افکار زیبایم به کاینات فرمان موفقیت و خوشبختی خود را می دهم.» (تكنولوژي فكر2.ص192)

آقای آزمندیان کتاب خود را کتاب انسان ساز می داند: «من و شما که این کتاب انسان ساز را می خوانیم و مفاهیم آن را به کار می بریم دقیقا مثل چنین انسان هایی بشویم تا شایستگی ملاقات خدا را در مسیر کمال داشته باشیم.»

او در تعریف عارف روی شاخص های تفکر نوین که مثبت نگری افراطی و گریز از واقع نگری است تأکید می کند: «اولین مشخصه آنها این است که آنها یک پارچه مثبت اندیش و مثبت نگرند.» (تكنولوژي فكر2.ص23) این موضوع تا جایی پیش می رود که در سمینار های خود می گوید به اخبار هم گوش ندهید.

« عارفان در وادي زندگي همواره منتظر اتفاقات و رخدادهاي زيبا هستند ... انسان هاي مثبت انديش مثبت نگر كه همواره زندگي را زيبا مي بينند و منتظر رخدادهاي زيبا هستند ديگران آن ها را افراد خوش شانس مي دانند و به اين خاطر فكر مي كنند كه همه چيز براي آن ها بر وفق مراد است. [6]

در این عرفان کاذب انسان می تواند به همه لذت ها و خواسته های خودش برسد و هیچ گناهی وجود ندارد و نیاز نیست کسی خود را ملامت کند. اساسا نفس لوامه نوعی بیماری روانی تلقی می شود و مهم این است که فرد در زمان حال زندگی کند، و خوشی و لذت را در حال تجربه کند و اگر از آن گذشت دیگر به آن فکر نکند. از این رو در تعریف عارف می گوید:

«آنها اشتباهات خود را می پذیرند و هرگز خود را به خاطر آن ها ملامت نمی کنند و وقت خود را به خاطر ابراز پشیمانی و یا احساس ناراحتی از کاری که کرده اند تلف نمی کنند.» (تكنولوژي فكر2.ص24)

«چون وجدان سرزنشگر ، دائم به سرزنش خويش نمي پردازم و ديگران را نيز مقصر نمي شمارم من هميشه سوار بر پرنده تكنولوژي فكر ، در اسمان افكار و انديشه هاي ناب و زندگي ساز ، به سير و سفر مي پردازم ...خدا هرلحظه مرا به حضور مي پذيرد . من رمز عبور را آموخته ام و هرگاه كه بخواهم ، به قلمرو امپراطوريش مي روم. من از خود راضي ام و اين رضايت در زندگي من نيز منعكس مي شود.» ( تكنولوژي فكر 2 ص 126 ) وي البته اقرار مي كند « شايد ابراز رضايت از خود قدري خودخواهانه به نظر برسد....اما من به عنوان انسان متحول شده پايبند اين خرافات نيستم و شجاعانه خود را از اسارت همه تعصبات و كج فهمي ها ، رهانيده ام ...مي دانم كه تعريف از خود اگر توأم با بلوف و خيال پردازي نباشد و صحبت از توانايي ها و استعدادهاي خود اگر بدون هرگونه اغراق و تظاهر صورت پذيرد سرشار از سيگنال ها و پيام هاي مثبتي است (تكنولوژي فكر 2 ص 127)

در این عرفان کاذب عمل، سعی و تلاس و تزکیه و و بندگی خدا نقشی ندارد مهم اندیشه مثبت و احساس خوشی است که فرد را در حال خوش فرو می برد، تصور رویا ها و آرزوهایی که در این دنیا بهشتی به وجود می آورد و انسان را به همه خواسته هایش می رساند. «سالک مسیر کمال انسان عاشق و عارفی است که مسیر از خود به خدا را با دو بال زیبای احساس و اندیشه طی می کند.» (تكنولوژي فكر2.ص38)

عقايد انحرافي در بيان وي قالبي زيبا به خود مي گيرد و آموزه اي شرك آلود چون نفي مدبر بودن خدا با شگردهاي فن بيان وي ، نفي مي شود «خدا رازها و قانون ها را آفريده و عقب نشسته و دارد مانيتورينگ مي كند. نگو اگرخدا بخواهد مي دهد.و اگر نخواهد نمي دهد . حاصل قانون ربطي به خدا ندارد» ( cdسمينار جذب)

او با الهام گرفتن از انديشه ماده گراي غربي و با استفاده از «تئوري خرافه جذب» ، ديدگاه آخرت انديشي را به زير سؤال مي برد « كساني به جهنم مي روند كه به قيامت ، به جهنم ، به نكير و منكر به فشار قبر فكر مي كنند و كساني به بهشت مي روند كه فقط به زيبايي ، به گلها فكر كنند...»(cd سمينار جذب )

جناب آقاي آزمنديان در سخنراني هاي خويش بهشت را از آن ثروتمندان و راحت طلبان مي داند نه اهل جهاد و ورع « انساني به بهشت خدا مي رود كه در اين دنيا در زيباترين بهشت زندگي كند. نه در فقر ، نه در جنگ » و در همان سخنراني با بيان اينكه «چند درصد از ثروتمندان را مردمي الهي معرفي مي كنند كه چون در اين دنيا بهشت را براي خود مهيا ساخته اند در آخرت نيز به بهشت خواهند رفت»[7].اگر ايشان اندك مطالعات ديني داشتند متوجه مي شدند كه ثروت دليل بر سعادت نيست و برخي از ثروتمندان نه به لطف خدا بلكه به سنت استدراج و امتحان الهي مبتلا گشته اند و ثروت و راحتي در اين دنيا دليل بر سعادتمندي اخروي نمي شود.

در چنين مكتبي مفاهيم ديني به نفع آموزه هاي خويش مصادره مي شود ايشان در تعريف انسان غافل بيان مي كند:«انسان غافل انساني است كه قانون مندي ها را نمي داند . در مقابل انسان خود هوشيار كسي كه اين كتاب را مي خواند تكنولوژي فكر 2 ص 40»

نتيجه گيري

از نظر اسلام، تنها راه تكامل مادّى و معنوى و سازندگى دنيا و آخرت و رسيدن به جامعه مطلوب و مقصد اعلاى انسانيت، درست فكر كردن است و همه گرفتارى هاى انسان، نتيجه به كار نگرفتن انديشه و جهل است. از اين رو، در جهان پس از مرگ، آنان كه به فرجام عقايد، اخلاق و اعمال ناشايسته خود گرفتار مى شوند، درباره ريشه گرفتارى هاى خود چنين مى گويند:
وقالوا لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنا في أصحاب السعير، فاعترفوا بذنبهم فسحقا لأصحاب السعير .
و گويند اگر شنيده [و پذيرفته] بوديم يا تعقّل كرده بوديم، درميان دوزخيان نبوديم. پس به گناه خود، اقرار كنند؛ و مرگ باد بر اهل جهنّم!
البته تكامل مادّى و معنوى انسان، در گرو حيات عقل است.نه خرافه گرايي و تخيل پردازي و رمز اصلى حيات عقلى بشر، زنده شدن قوّه عاقله، به معناى وجدان اخلاقى اوست و اين، يكى از رازهاى اصلى بعثت انبياى الهى است. امام على عليه السلام با جمله «و يثيروا لهم دفائن العقول ؛ گنجينه هاى خرد را در آنان، آشكار كنند»، به فلسفه بعثت انبياء اشاره كرده است.
زنده كردن انديشه در جهت كشف اسرار طبيعت، از انسان ساخته است ؛ ولى زنده كردن عقل در زمينه شناخت كمال مطلق و برنامه ريزى جهت حركت در مسير مقصد اعلاى انسانيت، جز از انبياى الهى ساخته نيست. هنگامى كه انسان در پرتو تعاليم پيامبران الهى به بالاترين مراتب حيات عقلى رسيد، به نورانيت و معرفتى دست مى يابد كه نه تنها خطاپذير نيست؛ بلكه او را تا رسيدن به مقصد اعلاى انسانيت همراهى مى كند.

[1]تكنولوژي فكر 1 ص 46

[2] مَن أجهَدَ نَفسَهُ في إصلاحِها سَعِدَ ، مَن أهمَلَ نفسَهُ في لَذّاتِها شَقِيَ و بَعُدَ

[3] أسعَدُ الناسِ مَن تَرَكَ لَذَّةً فانِيَةً لِلَذَّةٍ باقِيَةٍ

[4] إنّ حَقيقَةَ السَّعادةِ أن يُختَمَ لِلمَرءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَةِ ، و إنّ حَقيقَةَ الشَّقاءِ أن يُختَمَ للمَرءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاءِ

[5] رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : إذا استُحِقَّتْ وَلايَةُ اللّه ِ و السَّعادَةُ جاءَ الأجَلُ بَينَ العَينَينِ و ذَهَبَ الأمَلُ وَراءَ الظَّهرِ ، و إذا استُحِقَّتْ وَلايَةُ الشَّيطانِ و الشَّقاوَةُ جاءَ الأمَلُ بينَ العَينَينِ و ذَهَبَ الأجَلُ وَراءَ الظَّهرِ

[6] تكنولوژي فكر 2 ص 27

[7] سخنراني سمينار جذب
طاهره صادقی

دیدگاه ها

احساس خطر

بااینکه شمانقدی بر این جریان و بخش هایی از این کتاب اورده بودید ومن متوجه کاذب بودن این جریان شدم ولی اگر دراین سمینارها شرکت کرده بودم یا کتاب رابه تنهایی میخواندم ازان خوشم میامد زیرا مولف کتاب زیرکانه مسائل رانوشته بود ودارای قلم خوب وگمراه کننده ای بود امیدوارم این جریان زیاد گسترش نیابد یا اینکه شما وبقیه دیگران رابیشتر مطلع نمایید

حقیر این کتاب را نخوانده ام

حقیر این کتاب را نخوانده ام ولی پاسخ شمامنطقی است چون پاره هایی از کتاب را که در متن آورده اید کاملا با قرآن مغایرت داشته و اصلا با آموزه های دینی ما سازگار نیست

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.