بدبینی کوئیلیو نسبت به قوانین هستی !!!

سوال : چرا کوئیلو در کتاب هایش به قوانین خلقت بد بین است؟ آیا مربوط به گذشته شخصی خودش است یا این که فکرش این طوری است؟ مگر کسی که خدا را پذیرفته می تواند قوانین خدایی را بد بداند؟

جواب: ابتدا بايد گفت كه نقد ديد گاههاي پائيلو كوئيلو در اين مختصر نمي گنجد و بعلاوه شما نكات و سوالات پراكنده اي را مطرح كرده ايد كه پرداختن به همه انها در اين مختصر نمي گنجد.
خلاصه و ريشه ديدگاههاي پائولو به اين مطلب برمي گردد كه چرا خداوند دردنيا قوانيني را قرار داده است كه فرار از اين قوانين امكان ندارد ؟و چرا - به قول كوئيلو - كسي نمي تواند بر خلاف تصميمات خداوند عمل كند ؟به عبارت دقيق تر وي به دنبال منطق قوانين حاكم بر جهان هستي است و البته وي به اين علت كه به هدف هستي توجه نكرده است اين قوانين را غير منطقي و پوچ معرفي كرده است.براي فهم عادلانه يا غير عادلانه بودن يك قانون ابتدا بايد غرض و هدف قانون گذار را ديد و در مرحله بعد ببينيم ايا اين قوانين مي تواند آن اهداف را تامين نمايد يا خير؟( دقت كنيد ! )
مشكل كوئيلو اين است كه اساسا جهان را بي هدف مي داند و در نتيجه سنت هاي حاكم بر آن را غير قابل تحمل مي بيند. جالب است كه قران كريم در ايات متعدد ي اين نكته اوليه و البته حساس را تذكر مي دهد كه جهان هستي عبث و بيهوده خلق نشده است . اين نكته هر چند ابتدايي به نظر ميرسد ولي باعث مي شود كه بسياري از سوالات اساسا مطرح نشوند چرا كه اين گونه سوالات د ر فضايي ايجاد مي شوند كه پرسشگر غايتي براي جهان تصور ننمايد . اشكال كار كوئيلو دقيقا همين است و به همين علت است كه به تعبير شما ماندن د راين جهان را دست و پازدن ميداند.
و در همين فضاست كه مسئله جهان بعد از مرگ مطرح مي شو د كه ( در منطق دين ) غايت و انتهاي اين سير جهاني ديگر و سرايي ديگر است . كه البته اگر اقاي كوئيلو به اين نكته توجه ميكرد كه اصولا وجود سنت هاي تغيير ناپذير حاكم بر جهان خلقت ، خود نشانه و دليل عدالت خالق ان است نه علامت بي عدالتي او، باز مشكل حل مي شد.يعني او ثابت بودن بعضي از سنت هاي الهي در جهان را مساوي با بي عدالتي مي بيند (ثابت بودن =بي عدااتي )درحاليكه با كمي توجه انسان متوجه مي شود كه ارتباط اين دو طرف ( ثبوت سنت ها/ بي عدالتي ) ارتباط تساوي نيست و اقاي كوئيلو دچار يك مغالطه شده است و بلكه ارتباط ان دو برعكس است ( يعني عدم ثبوت مساوي است با بي عدالتي ) . بر خلاف ديدكاه وي بايد بگوييم كه اگر قرار باشد هر كسي در جهان هستي با قانون دلخواه خود زندگي كند و صورت و قواره هستي را طبق ميل خود تغيير دهد ايا در آن صورت اصلا زندگي امكان دارد ؟ چرا كه ممكن است اقاي كوئيلو طالب دنيايي باشد كه غير از خودش كسي نتواند در ان هيچ نقشي داشته باشد ! اگر مثلا اقای اوباما بخواهد تنها موجود عالم خودش باشد و خودش، آیا در آن صورت باز اقای کوئیلو چنین نظامی را می پسندد؟
ديدگاههاي كوئيلو پر است از اين گونه مغالطات .
راحتتر بگوييم كه اقاي كوئيلو نه يك فيلسوف است بلكه يك اديب و نويسنده و يك داستان پرداز است كه در فضاهاي غيرمرتبط با تخصص خود وارد شده است و از انجايي كه مطالعات ديني او ناچيز بوده است و خصوصا از كلام اسلامي و براهين حكمت و عدالت خداوند بي خبر بوده است دچار اشتباهات فاحش گرديده است.
توصيه مي كنيم 2 كتاب زير را مطالعه فرماييد.
1- جريان شناسي انتقادي عرفانهاي نو ظهور- حميد رضا مظاهري سيف
2- نقدی بر معنویت کوئیلیو– حمزه شریفی دوست

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.