انسان خدا می شود

یکی از محققین نوشته بودند اکنکار انسان را خدا می داند آیا این درست است؟

بسیاری از ادیان به عنوان نوعی رویکرد ایدئولوژیک باید نگرش خود را نسبت به انسان و خدا روشن سازند. تمامی ادیان سعی دارند تا مقام متعالی خداوند را از مقام زمینی و پست انسان جدا کنند. در اکنکار «خداشناسی» و «انسان شناسی» آن قدر درهم آمیخته است که ناخود آگاه «انسان خدایی» را به ذهن متبادر می کند. این ویژگی را می توان به نوعی با عیسی خدایی مسیحیت مقایسه کرد. دین مسیحیت با روی کار آمدن قدیس پولولس و با قائل شدن به تثلیث و عیسی خدایی مرز بین انسان و خدا را در هم آمیخت. هر چند مسیحیت تمامی انسان‌ها را خدا و یا حتی فرزند خدا نمي‌داند اما با آزمون خدا شدن عیسی(ع) خدا از آسمان به زمین کشیده شد و در قواره یک انسان صالح قرار گرفت. اکنکار نیز مرتبه عالیة «انسان خدایی» را در رخ ماهانتا به نظاره نشسته است. این شبه‏آيين در انتهای راهِ خداشناسی و وصل‌هاي پیاپی، نوید خدا شدن و با خدا درآمیختن را به انسان مي‌دهد.
در کتاب مقدس ادعاييِ اکنکار «جیوان موکتی» که حد اعلای آگاهی انسانی برای رسیدن به خداست چنین تعریف شده است:
هنگامي كه آدمی خود را تماما از ارزش‌هاي جهان پیندا مبری کند اکشار آغاز مي‌شود و نوای بهشتی به خلسه-اش می¬برد، در این رو در رویی است که در می¬یابد اصلا راهی وجود نداشت، چون جایی برای رفتن نیست. عالم همه در ابدیت است و او خود کانون منحصر به فرد و نقطه بنیادین همه عالم است. (توئیچل،شریعت کی سوگماد: 1/26)
«پال» در جایی دیگر مي‌گوید:
وقتی آدمی این راه را بیابد، ناگهان راز اعصار بر او مکشوف مي‌شود، رازی که ساده ترین چیز ممکن است. این که هر یک از ما خودِ حقیقتیم. ما حقیقت زنده¬ایم - تجسد خودِ خدا. یعنی هر یک از ما خودِ خداییم، نه بخشی از تمامیت بزرگ حقیقت! (توئیچل، نی نوای الهی:23 و نک: توئیچل، اک ویدیا: 222)
نیز در این شبه‏ آیین، رابطه بین انسان و خدا رابطه‌اي کاملا وهم آلود است. اکیست هرگز نمی داند هدفش از وصل و نائل آمدن به درجات بالا چیست. حتی با مطالعه دقیق متون اکنکار نیز نمی توان درک درستی از هدف وصل و سفر روح به دست آورد. برخی نوشته ها به نوعی هدفی غیر زمینی را ترسیم می کنند اما بسیاری از نوشته ها نیز هدف را صرفا آرامش و تعالی دنیوی می دانند. اکیست نمي‌داند در راه خداست که چشم بر نفسانیات خود می¬دوزد یا اين‌كه برای آرامش روحی و روانی خویشتنِ خویش چنین مي‌كند. وانگهی با قائل شدن به انسان خدایی نمی توان مرز بین خود و خدا را معین کرد. هیچ کس نمی تواند بفهمد آیا واقعا خدایی غیر از خود او وجود دارد یا اين‌كه خود او همان خدایی است که در جست و جویش دور جهان را گردیده است. او نمي‌داند انسان در سیر مراحل زندگی خود در جهت خدا شدن گام بر¬می¬دارد یا اين‌كه در پی خدایی معهود است.
«انسان خدایی» که در این شبه‏ آیین، رسوخ نموده پیروانش را دچار چنین مشکلات اندیشه¬ای و ایمانی نموده است.
به راستی خدای خود شدن رات چگونه می توان با نیّت الهی داشتن جمع کرد. بالاتر اين‌كه وقتی خداوندِ آیینی برای اعمال خداوندی خود به ناچار در قالب انسان در می آید چگونه مي‌توان بین خود و خدا تمایز قائل شد؟ هر کسی با این باورها با خود می اندیشد ای چه بسا خدای تجلّی یافته در روی زمین خود من باشم.
پال توئیچل دربارة انسان شدن خدا می¬نویسد:
پس این یک واقعیت است که خدا در مواقعی به مرتبه انسانی نزول پیدا مي‌كند تا وظیفه رهبری روح را برای بازگشت به اقالیم خودش به انجام برساند. (توئیچل، 1382: 129)
شریعت¬گریزی بسیاری از نحله ها و فرقه ها به جهت تعاریف نا صوابی است که از انسان و خدا و راه رسیدن به او دارند. این شبه آیین نیز در همین کمند گرفتار آمده است. شریعت و احکامی که شرایع آسمانی به آن قائل هستند به جهت ارتباطی است که بین خدا و انسان وجود دارد. جاي‌گاه والا و دست نایافتنی¬ای که خدای ادیان دارد انسان را وادار مي‌كند در مقابل شریعت او سر تعظیم فرود آورده و کُرنش نماید، اما آیینی مثل اکنکار چون رابطه معناداری بین انسان و خدا تعریف نمي‌كند، به تمسخر و استهزا شریعت و احکام الهی می¬پردازد.
استاد خدایی از دیگر نمونه های انسان خدایی است که در پرسش دیگری بدان پاسخ گفته شده است.
نوشته شده توسط عبدالحسین مشکانی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.