اندیشه های اعتقادی،سیاسی کابالیسم و صهیونیسم جهانی

رسانه‏های دنیا از قبیل اینترنت و ماهواره و ... نهال امید را در دل و جان انسان‏ها می‌کارند. در برخي سايت ها ديده مي شود: «آب کابالا» سرطان را درمان می‏کند! «کابالا» چیست؟ کابالا (قَبالا) اصطلاحی است که از قرن یازدهم، برای اندیشة عرفانی یهود به کار رفت.(2) يكي از آموزه هاي بسيار حائز اهميت در تصوّف يهود، بازگشت به سرزمین مقدس (فلسطین) و ساخت معبد سلیمان است.

سئوال های متعددی در مورد كابالا مطرح است. ضروریست دو مسألة اساسی و مهم، بررسی شود؛ نخست بايد دانست کابالیست‏ها از چه زاویه‏ای به اسطوره و افسانه و خرافات می‏نگرند، آیا خرافات و ... را ضدّ تعایم انبیای الهی و ضدّ عرفان می‏دانند؟ دیگر این که: داستان بازگشت به اورشلیم و بازسازی معبد سلیمان چیست؟
کابالا(قَبالا)
کابالیست ها معتقدند؛ «کابالا» یک روش متافیزیکی اسرارآمیز است که فرد برگزیده از طریق آن، خداوند و کائنات را می‏شناسد. این روش او را از حدّ متعارف دانش بالاتر برده و سبب درک معانی ژرف و شناخت طرح آفرینش جهان می‏گردد. این اسرار همه در کتاب مقدّس محفوظند و کسانی که این کتاب را فقط به طور ظاهری می‏خوانند، نائل به درک عمیق آن نخواهند بود. کتاب مقدّس، وحی و مکاشفه‏های بلند مرتبه‏ای را در خود پوشانده است و بدون توجّه به کابالا، جز داستان‏های ساده آن چیزی نصیب انسان نمی‏شود. حروف عبری که متون مقدّس با آنها نوشته شده، علائمی نیست که صِرفاً برای نوشتن و ... توسط بشر اختراع شده باشد بلکه حروف و اعداد مخازن نیروی الهی هستند.(3)
اندیشه پردازان فرقه کابالا مدّعی هستند که این طریقت مکمل تورات است؛ اسراری است که خداوند بطور شفاهی و خصوصی به حضرت موسی ابلاغ کرد تا فقط در اختیار مَحرمان (قوم برگزیده) قرار گیرد. دین یهود پوسته‏ای است آشکار و همه فهم از مفاهیم راز آمیز هستی و قلب ناشناختة آن کابالا است. این اسرار از زمان موسی (ع)، نسل به نسل، به خواصّی از یهودیان منتقل شد تا به امروز رسید. عنوان کابالا (قَباله) دقیقاً ناظر به کهن بودن آن است.(4)
«ایزیدور اپستاین» می‏گوید: «قبالا از ساحتی ماوراء الطبیعی [معنوی] سخن می‏گوید که انسان با آن پیوند دارد و می‏تواند به آن فرا خوانده شود و نیروهای بی کران آن را انتقال دهد. عرفان یهودی دو قسم است؛ 1- عرفان نظری 2- عرفان عملی practical mysticism عرفان نظری، به ماهیت عالم روحانی و پیوند آن با جهان ما و جایگاه انسان در هر دو مربوط است. امّا عرفان عملی می‏کوشد انرژی‏های عالم روحانی را که دارای تأثیرات روان شناختی و اعجاز آمیز در عالم طبیعت هستند جذب کند.(5). عرفان عملی و نظری به ترتیب موجب پدید آمدن دو مکتب بزرگ قبالا؛ مکتب آلمانی (German School) و مکتب اسپانیایی پرووانسی گردید.(6) این دو گرایش را اشکنازی و سفارادی نیز می‏نامند.
خدا در اندیشه کابالیسم
متصوفین يهودی، بر این باورند؛ خداوند (En-Sof) برای این که خود را ادراک پذیر و قابل فهم گرداند، از روشنایی ذات بی کران خود دَه مجرای پی در پی نور صادر کرد که همچون واسطه‏ای برای تجلیات او در جهان متناهی عمل کنند، به آنها سفیروت نیز گفته می‏شود.(7) سفیرة آخر (دهم) ملخوت یا سلطنت است که بیانگر هماهنگی سفیروت ده گانه است و بر حضور خداوند در عالم دلالت می‏کند که به آن شخینا (Shekhina) می‌گویند. این اصطلاح به تجلّی خاص خداوند در حیات افراد یا جوامع و نیز در مکان‏های مقدس دلالت دارد.(8) در ابتدا بین خدا (ان سوف) و شخینا وحدت و هماهنگی وجود داشت امّا با گنهکاری انسان، که با عصیان و نافرمانی آدم آغاز شد انسان از مبدأ آغازین فعل خداوند دور شد و آن وحدت کامل از هم گسیخته شد و شخینا از آن پس در تبعید به سر می‏برد. (9)
بازگشت به سرزمین مقدس و ساخت معبد سلیمان
تجدید وحدتِ از دست رفته، که در قبالا ییحود نامیده می‏شود فرایندی مستمر است که هر فردی دعوت می‏شود در آن مشارکت جوید و این فرایند از طریق اتصال با خداوند و کمال اخلاقی و روحانی به انجام می‏رسد. امّا عالی‌ترین سهم در تحقق این کمال مطلوب باید به طور دسته جمعی و از جانب جامعه اسرائیل (10) ادا شود. این مسئولیتی است که به واسطة برگزیدگی آنها به عهدة ایشان گذاشته شده است. با این عمل شخینا به اسرائیل وابسته شد و با آن رابطه‏ای مبتنی بر عهد و پیمان منعقد کرد که عمیق ترین صورت این پیوند صمیمانه، در بنای معبد (11) ظاهر شد. از زمان انهدام معبد، روابط شخینا با اسرائیل بدون زحمت و گرفتاری نبوده است ... با وجود این شخینا هرگز اسرائیل را به حال خود رها نکرد. شخینا در تبعید آنان را همراهی می‌کند و عشق و عطوفتی به آنها ارزانی می‏دارد که والدین به فرزند محبوب خود نثار می‏کنند و با ظهور مسیح، هنگامی که اسرائیل بار دیگر به طور مطمئن در أرضِ مقدس (فلسطین) توانایی اش را باز یابد و معبد در مکان مقدس قبلی خود بنا گردد، شخینا قدرت پیشین خود را به دست می‏آورد و دوباره با خداوند پیوند می‏یابد (وحدت حاصل می‏شود) و تمام اشیاء و موجودات به جایی(مكاني) که در طرح آغازین خلقت الهی داشتند باز گردانده خواهند شد ... و همة جهان در پیوندی واحد، متّحد می‏گردند. چنانکه در «کتاب زکریای نبی» (باب 14، فقرة 9) نوشته شده است؛ «در آن روز خداوند پادشاه سراسر جهان خواهد بود و مردم تنها او را خواهند پرستید.» (12)
گرشوم شولم (13) تفسیری از کتاب زوهر (14) بیان می‏کند و می‏گوید «سفیروت در هیأت درختِ حیات و درختِ معرفت، بر آدم نازل شد آدم آنها را از هم جدا کرد و در ذهن خویش، عبادت شخینا را جای داد لذا تمایز و فصل و افتراق و انفراد را به جهان آورد و باعث تبعید شخینا شد» (15) شخینا که وجهی از وجوه خداوند است فقط با بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس بازخواهد گشت و با چنین بازگشتی است که وحدت خداوند کامل می‏شود پس حضور و عملکرد یهودیان برای توازن جهان و رهایی الهی و انسانی، رکنی اساسی به شمار می‏رود بلکه رحمت خداوند تنها به واسطة رفتار خوب آنان جاری می‏شود و بدین ترتیب، زندگی معمولی یهودیان به کاری مقدس تبدیل می‏شود که رهایی جهان مبتنی بر آن است. (16)
کابالا و احیای اسطوره
برخی معتقدند کابالا با اسطوره و افسانه و سِحر و جادو و ارتباط با اجنّه شیطانی و .. .آمیخته شده است. گرشوم شولم (متصوف یهودی) در کتاب «جریانات بزرگ در عرفان یهود» می‏گوید: «عرفان به گونه ای، نمایان گرِ زندگی عرفانی و خاطرة اسطوره‏ای است ... بزرگترین نمادهای آئین قبالا (کابالا) ... با دنیای اسطوره می‏آمیزد ... تمام اسطوره‏های کهن که از مؤلّفان کتاب «باهر» و نیز تمام قبالا بر جای مانده است جملگی میراثی است که از آيین گِنوسی به یهودیان، به ارث رسیده است و اینها به سهولت باعث نابودی شریعت (دین) و قانون شده‏اند ... وجه شاخص الهیات قبالایی این است که می‏کوشد دنیای اسطوره‏ای را تبیین کند تا اینکه عناصر اسطوره‏ای احیا شود.» (17)
کابالیسم و صهیونیستم
بعضی از اندیشمندان یهودی که دیده بر حقایق عالم فرو نبسته‏اند به شدّت از صهیونیزم، ابراز تنفّر و بیزاری جُسته اند. پروفسور «اسرائیل شاهاک» می‏گوید؛ «من یهودی هستم و در اسرائیل زندگی می‏کنم امّا فدایی مخلص دولت اسرائیل یا هر دولت و سازمانی نیستم ... یهودیان باور دارند و سه بار در روز می‏گویند؛ یک یهودی باید خود را به خدا و فقط به خدا وقف کند. ولی اکثریت مردم اسرائیل خدای خود را گم کرده‏اند و بُتی را جانشین او نموده‏اند درست مانند آن زمانی که در بیابان، گوساله‏ای طلایی (گوساله سامری) را به اندازه‏ای می‏پرستیدند که تمام طلایِ خویش را می‏دادند تا از آن تَندیس بسازند. نام بُت نوین آنان دولت اسرائیل است.» (19)
اما شخصیتی مانند «اسحاق کوک»، اعتقاد راسخ داشت که این جنبش ملّی (صهیونیسم)، به رغم گرایش‏های دنیا طلبانه اش، در تحلیل نهایی جنبشی عمیقاً مذهبی است ... أرض مقدس، به عنوان عالی ترین صحنة تجلّیات تقدس الهی، وظیفه دارد که نفوذ معنوی خود را حتی بر گنهکاران و خاطیان اِعمال کند زیرا از میان آنان روزی در اسرائیل جنبشی برای بازگشت به خداوند ظهور خواهد کرد ... اسرائیل به صِرف وجود داشتن، تأثیرات مقدّس خود را اِعمال می‏کند ... وجود او همواره، فکر و اندیشه بشری را تحت تأثیر قرار خواهد داد و آلودگی‏های نوع انسان را پاک خواهد کرد.» (18 )

پاورقی‏ها و منابع
1) کابالیست‏های مدرن معتقدند «آب کابالا» دارای «انرژی مثبت» است این صِرفاً یک ادّعا است. فرقة کابالا برای کسب ثروت، هر بطری آب معدنی معمولی را در کشور کانادا با نام «آب کابالا» به قیمت 8 دلار می‏فروشد. ربی یا کوب ایمانوئل شاخت (حاخام یهودی) می‏گوید؛ «آب کابالا هیچ ارزش دارویی ندارد» (در این قسمت مطلب، از سایت عبدالله شهبازی استفاده کردمwww.shahbazi.ir .)
2) یهودیت بررسی تاریخی، ایزیدور اپستاین، ترجمه بهزاد سالکی، تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران، چ دوم، 1388، 269
3) تاریخ جادوگری، دکتر ایرج گلسرخی، تهران: نشر علم، چ اوّل، 1377 ص 527
4) زرسالاران یهودی وپارسی، عبدالله شهبازی، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش‏های سیاسی، چ اوّل ، 1377، ج 2، ص 251
5) یهودیت بررسی تاریخی، ص 269
6) همان منبع، ص 277
7) همان، ص 284
8) همان ص 286
9) همان ص 287
10) اگر منظور از اسرائیل کلمة «ییسرائیل» باشد به معنای قوم یهود است.
11) یهودیان به حضرت سلیمان (ع) تهمت کفر زده و او را بت پرست و جادوگر می‏دانند و ادّعا می‏کنند که ایشان در بیت المقدس یک معبد برای نگهداری بت‏ها ساخته است! در عهد عتیق (اوّل پادشاهان باب 11) آمده است؛ «و سلیمان پادشاه ... زنانش دل او را (از خدا) برگردانیدند ... و (او) مثل پدر خود داود، خداوند را پیروی کامل ننمود. آنگاه سلیمان در کوهی که روبروی اورشلیم است مکانی بلند (معبد یا هیکل) ... بنا کرد»
12) یهودیت بررسی تاریخی ص 290-289
13) گرم شوم شولم در سال 1923 نخستین پروفسور دانشگاه عبری اورشیم در رشته عرفان یهودی بود. کتاب جریانات بزرگ در عرفان یهودی یکی از تألیفات مهم اوست. رابرت برلی در مقدمه این کتاب (ص 26) می‏گوید؛ «کتاب جریانات بزرگ، کتابی جذاب است زیرا قابلیت و مهارت شولم را به عنوان مفسری توانا در رموز عرفانی .. به نمایش می‏گذارد.»
14) «کتاب زوهر» در میان عارفان یهودی جایگاه بسیار والایی دارد، مؤلّف این کتاب موسی دِلئون است. در حدود سال 1300م کتاب زوهر به زبان عبری و آرامی منتشر شد. «زوهر» چکیده عرفان یهودی (عرفان نظری و عملی) را بیان می‏کند. (یهودیت بررسی تاریخی، ص 283).
15) جریانات بزرگ در عرفان یهودی، گرشوم گرهارد شولم، ترجمه فریدالدین رادمهر، تهران: نیلوفر، چ اوّل 1385، ص 300 .
16) دایرة المعارف یهود، یهودیت و صهیونیسم، دکتر عبدالوهاب المسیری، نشر 1- مؤسسه مطالعات و پژوهش‏های تاریخ خاورمیانه 2 – دبیرخانه کنفرانس بین الملیل حمایت از انتفاضه فلسطین، زمستان 1385، ج 5 ص 185.
17) جریانات بزرگ در عرفان یهودی، ص 83
18) یهودیت بررسی تاریخی ص 381-379
19) نژاد پرستی دولت اسرائیل، اسرائیل شاهاک ، ص 263 به نقل از: (کابالا عرفان سیاسی یهود، بهزاد کرمانی، سخن گستر مشهد چ اوّل 1388 ص 226)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.