آیا کوئیلیو طرحی داشته یا برای سرگرمی نوشته؟؟

سوال : چند روز پیش یک سوال در مورد کوئیلو در سایت شما آمده بود . مطلبی در مورد اقتباس یک نویسنده مشهور از یکی از کتب مولوی آورده بودید که برایم جالب بود. اما سوالی که در مورد کوئیلو مطرح است این است که وی یک نویسنده ادبی است و رمان نویس است . در کار شاعرانه و قصه گویی و کلا ادبی و نویسندگی نمیتوان ادعا کرد که نویسنده قصد جدی دارد ونمیتوان چیزی را به او نسبت داد. بنابر این این کار شما که در بعضی از نوشته های سایت آورده اید و افکار وی را زیر سوال برده اید به نظرم منطقی نیست. لطفا کسی که با افکار پائولو کوئیلو آشنایی کامل دارد جواب دهد. باتشکر

جواب :
با تشکر از پرسش شما که ما را جهت طرح پرسش خود انتخاب کردید . در ابتدا باید آمادگی محققین عرفانهای نوظهور در این مرکز را به محضرشریفتان اعلام داریم .به این امیدکه بتوانیم به سوالات شما در مورد معنویت ها ی جدید پاسخ گوییم.
ما با شما هم عقیده ایم خلق رمان با پرواز خیال عجین است . به عبارتي نويسنده مي¬تواند ادعا کند آن چه از زبان شخصيت¬هاي داستان آمده مورد قبول نويسنده نيست و نويسنده فقط به جذابيت و پيچيدگي داستان نظر داشته نه صحت و سقم منقولات. اما حقيقت آن است که از جمله کارکردهاي رمان همين است که مي¬تواند به «تثبيت شنيده¬ها» کمک کند و زمينه پذيرش ذهني فرضيه¬ها را فراهم آورد. يعني آن چه که در بدو نظر يک "توهم" بحساب مي¬آيد و حتي ممکن است طرحش موجب تمسخر شود، وقتي با عبارت پردازي يک نويسنده چير¬دست مثل کوئيلو با ذهن مخاطب انس بگيرد قبولش آسان مي¬شود و از حالت «ايده» و «تئوري» خارج مي¬شود و به شکل يک «نظريه مطرح» جلوه مي-کند و صد البته توفيق مهمي است که نويسنده¬اي بتواند بدون تمسک به پشتوانه علمي و تجربي، «فرضيه» را تبديل به «نظريه» کند. به مدد رمان، نويسنده براي اثبات صحت فرضيه اش، نياز به صغرا و کبراي منطقي و يا آزمون¬هاي پیچیده تجربي ندارد و همين اندازه که بتواند مخاطب را با داستان همراه کند، مي¬تواند ایده¬اش را به اثبات برساند چرا که دست کم توانسته از فرضيه، «رفع بُعد» نمايد و از يک «توهم» ، «نظريه» بسازد. کوئيلو به اين مطلب اين گونه اذعان مي¬کند.
«قصه¬ها شادند، سرگرم کننده¬اند، نمايشي¬اند، اما فراتر از همه معرفت را به شکلي دلپذير منتقل مي¬کنند.» جاي ديگر رسالت خود را چنين توضيح مي¬دهد: «کتاب کنار رودخانه پيدرا کتابي است درباره اهميت ايثار. پيلار و دوستش اگر چه شخصيت¬هاي خيالي هستند اما در حقیقت نمادي هستند از درگيري¬هايي که هر يک از ما در جستجوي «نيمه ديگر» تجربه کرده¬ايم.» در کتاب¬هاي داستاني مطلب بالا اين گونه آمده: «وقايع هر رمان بايد حتماً در زمان و مکاني اتفاق بيفتد؛ در حقيقت آن چه رمان بنا بر خصلت خود عرضه مي¬کند اوضاع و احوال جامعه در زمان خاص و مکان خاصي است و انجام چنين تعهدي بخشي از شايستگي¬ها و قابليت¬هاي رمان است.» این بخش از قابلیت رمان تا بدانجاست که نوعي از رمان به نام رمان رسالتي در کتب داستاني پذيرفته شده است.
پس این تلقی که رمان،انعکاس پرواز قوه خيال نويسنده است و صرفاً با هدف سرگرمي نگاشته می شود برداشتی است سطحی و با ماموریتی که کوئیلو برای تبلیغ معنویت مورد نظرخود در نظر گرفته است بیگانه است. روشن است که نویسنده ممکن است شخصا با بعضی از ديالوگ¬هاي رمان موافق نباشد اما در مورد کوئیلو قصه شکل دیگری دارد. وی اولا در مصاحبه ها و مقدمه کتابهایش به "طرح" خود برای بازگشت معنویت به بشریت امروز به کرات سخن گفته است و مفاهیم محوری و مولفه های اخلاقی آثارش را به عنوان " برنامه" مطرح نموده است و ایده های خود را با آرم"نسخه درمانگر" عرضه نموده است. این که قالبی که وی برای این رسالت انتخاب کرده است متاثر از خیال پردازی است با رسالت محوری رمان های کوئیلو منافاتی ندارد. دوم این که همه گفته های وی در قالب رمان ریخته نشده است (مثل کتابهای چون رود جاری باش، پدران ، پسران، نوادگان و...) سوم این که وی خود را به عنوان قهرمان داستانهایش به آثارش وارد کرده است و تجربیات معنوی خویش را به شکل مضامین مذهبی و با برچسب عرفان مطرح ساخته است و البته در حد توان آن را دلپذیر ساخته و با رنگ و لعاب فراوان ، کالای بدلی خود را جذاب نموده و با بسته بندی شکیل می فریبد. وی قادر است خواننده نا آگاه را در رفت و برگشت داستانها با « شکل و قالب» سرگرم نموده و از رصد محتوا و تحلیل مضمون و تشخیص صره از ناصره دور نگه دارد.
هر چند این نکته در مورد کوئیلو گفتن ندارد و وی انگیزه و قصد خود را در تالیفاتش با صراحت اعلام داشته، امانباید از نظر دور داشت که حتی اگر نویسنده ای در خلق اثر، هدفی خاص را تعقیب ننماید و صرفا برای سرگرمی بنویسد باز انگیزه صاحب اثر مسئله ای حاشیه ای است که چندان نقشی در اثر پذیری مخاطب ندارد وآن چه در "فرایند تاثیر گذاری" تمام علت است خود اثر است و متن و محتوا دراین رابطه کاملا مستقل عمل می کند.
بنابراین با ملاحظه اعترافات کوئیلو در مقدمه کتبش، تردیدی نمی ماند که پائولو کوئيلو در کتاب¬هايش در صدد تبيين و اثبات دسته ای از ايده¬ها و افکارـ دقیق تر بگوییم فرضيه¬ها وبافته ها ـ يا حداقل قابل قبول جلوه دادن آنهاست، ایده ها و راهکارهایی که همه از حالات شخصی او برامده و در صدد تعمیم آن به تمام کسانی است که هدفی معنوی را جستجو می کنند.
خلاصه مطلب این که شاعرانه سرودن و ادیبانه نوشتن و نویسنده بودن بدون پشتوانه علمی و بدون حرف جدی داشتن امکان پذیر نیست و اگر نویسنده ای پیام نداشته باشد امکان ارتباط با مخاطب و اساسا امکان نوشتن وجود ندارد.

منابع به ترتیب نقل قولها در متن:
(کوئیلو/ در ساحل رودخانه پيدرا ـ ترجمه دل آرا قهرمان ص 7)
(همان ص 7)
(ادبيات داستاني، قصه، رمان، رمانس، جمال مير صادقي ص 421)
ـ رمان رسالتي، از مسئله¬اي اجتماعي، سياسي، مذهبي صحبت مي¬کند و منظوري اصلاح طلبانه دارد و اين منظور را در حکم رسالتي عنوان مي¬کند. (ادبيات داستاني، قصه، رمان، جمال مير صادقي، ص 429)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.