آیا دالایی لاما خدا را قبول دارد؟؟؟

سوال: آیا درست است که بودایی ها خدا را قبول ندارند؟ پس دالایی لاما که خودش بودایی است، چه جور در کتاب هاش مردم را به دین داری دعوت می کند؟ مگر دین بدون خدا هم هست؟

پاسخ:
گفته شما که در آیین بودا خدا جایی ندارد کاملا درست است. یعنی بودیسم در قاموس خود واژه مقدسی به نام خدا را حذف کرده است. ما مناسب تر می دانیم به بودیسم آیین و مکتب بگوییم نه دین. بنا براین باید تعریف دالایی لاما را از دین فهمید. یعنی باید دقت کرد که به چه چیزی دین می گوید. اگر در گفته های دالایی لاما تامل شود معلوم می گردد، دالايي لاما دين را نه مسيري واقعي و راهي حقيقي که يک سرگرمي شخصي آرام بخش مي¬داند ( دقت کنید! ). چنان که مي¬گويد: «پنج ميليون انسان روي کره زمين زندگي مي¬کنند و من معتقدم به پنج ميليارد دين نياز داريم»
در بیان بالا آنچه دالايي لاما در برابرش سرتسلیم فرود آورده، همان است که امروزه از آن به «کثرت گرايي ديني» و « پلوراليزم ديني» ياد مي¬شود.
آنچه در اين مختصر با زبان ساده قابل ذکر است اين است که آيا دين «راه واقعي» است يا «مسئله ای ذوقی»؟ آیا دین از این جهت که نیاز اولیه و اصیل روح انسان است وجودش لازم است یا از این جهت که نوعی سرگرمي و تفنن است؟ آیا دین هم چون هوا و نیاز به تنفس است که بدون آن هلاکت روح قطعی است؛ یا هم چون دسر غذاست که در نبود آن ضرری متوجه انسان نمی شود؟
آن چه در بیان دالایی لاما آمده است و با نگاه رایج غربیها هم سازگار است « برداشت ذوقی » از دین است که در این برداشت، دین امری سلیقه ای تلقی می شود و مسئله ای فردی قلمداد می شود. بنابراین، انتظار این که دین عهده دار رسالت اجتماعی گردد، بیهوده و لغو خواهد بود. با این نگرش، دین نسبت به با خدایی یا بی خدایی هیچ اقتضایی ندارد. بنابراین طبیعی است که دالایی لاما توصیه کند:«امکان دارد کسي با پذيرش خدا آرامش يابد و ديگري با انکار خدا، هر کسي بايد دنبال داروي مناسب خود باشد.» ( بیداری ص 7و9)
از گفته های ما معلوم شد که کلمه دین یک مشترک لفظی است که در نوشته های دالایی لاما به معنای دیگری به کار رفته است. اگر دالایی لاما دوست دارد چون خودش خدا را طبق تعالیم بودیسم نپذیرفته است؛ به مشغولیت درونی انسان و تمرکز و تجسم و اموری از این قبیل دین بگوید، ما مخالفتی نداریم؛ چون این صرفا یک نام گذاری است. بگذارید هر طور که دوست دارد، نام انتخاب کند.
مهم این است که انسان برای رسیدن به سعادت همه جانبه و رشد تمامی استعدادهای روحی خود نیاز به برنامه وحیانی دارد و این برنامه وحیانی که از طرف خداوند و از طریق رسولانش به مردم رسیده است، همان چیزی است که بدون آن انسان قادر به تعالی حقیقی نخواهد بود. این برنامه که از جانب خدا برای هدایت بشر لازم است، همان است که ما به آن دین می گوییم.
دین یعنی برنامه الهی برای رسیدن به رضایت خداوند.
اما دالایی لاما چون خدا را نفی می کند، مجبور است به هر نوع سرگرمی درونی و روحی دین بگوید.
اما این که چرا دالایی لاما چرا دائما به شادی دعوت می کند و هدف را شادی معرفی می کند، سوالی است که در همین بخش قبلا به آن جواب داده شده است و می توانید در همین سایت ( در صفحه دالایی لاما ) به سوال مربوط به رنج در مکتب دالایی لاما مراجعه کنید.
جهت مطالعه بیشتر:
1. کتاب نیم نگاهی به معنویت دالایی لاما، حمزه شریفی دوست، ناشر موسسه بهداشت معنوی، چاپ 1389
2. سایت بهداشت معنوی بخش مقالات

دیدگاه ها

سلام مرسی از شما که مثل بقیه

سلام
مرسی از شما که مثل بقیه ی مذهبی ها نیستید که به شخصیت ها بی احترامی میکنن
من با دالایی لاما هم عقیده ام
هدف از زندگی آرامش و شادیه
نه این که امتحان بشیم
پس اگه خدا قادره میدونه که ما امتحان رو قبول میشیم یا نه
پس امتحانی وجود نداره
فقط شادی و آرامش و لذت از زندگی
البته شاید شما بگید اگه این جوری باشه مردم همه کاری میکنن
در جواب شما من خودمو مثال میزنم
من به کسی دروغ نمیگم ، کسی رو که از من ضعیف تره آزار نمیدم
چون اگه این کار ها رو بکنم وجدانم اذیت میشه و زندگی برام سخت میشه که این برخلاف هدف زندگیه منه
من به اون دنیا اعتقاد ندارم
و این اعتقاد شخصیه منه
و به عقیده ی شما هم احترام میذارم
با تشکر از مطلبتون
اهورا ایمانی

فلسفه آفرینش

يكي از سنت­هاي الهي، رشد مردم در لابلاي حوادث و آزمايش­هاي پي در پي است. در واقع، فلسفه آفرینش، امتحان و آزمایش الهی است تا بدین وسیله حجت خدا بر خلق تمام شود و سعادت و شقاوت قابل تفكيك مي­گردد. بنابراین هر چند خداوند، به این مطلب علم و آگاهی دارد، اما اگر قرار بود که بدون امتحان و آزمایش، بندگان را مجازات می کرد و یا پاداش میداد، افراد می توانستند ادعا کنند که اگر به آنان فرصت داده می شد، راه دیگری را انتخاب می کردند.
همچنین در مورد مطلبی که پیرامون عقل و وجدان فرمودید، درست است که در مواردی همچون دروغ و امثال آن، عقل انسان کفایت می کند، ولی آیا عقل انسان در تمام موارد برای رساندن انسان به کمالات بشری کفایت میکند. ضمن آنکه، همین عقل بشری، امروز گرفتار نسبیت شده و در حالی که عقل بسیاری حکم به بد بودن اموری همچون همجنس گرایی می کند، اما عده ای این کار را عاقلانه می دانند. بنابراین ضرورت وجود دین و پیامبر(ص) روشن می شود تا این امور را برای ما تبیین کنند

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.